شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩٧
گفتنى است كه مشابه اين مطلب ، در كتاب مدينة المَعاجز نيز آمده كه ما به دليل معتبر نبودن منبع گزارش ، آن را در متن نياورديم . همچنين ، در باره عروسى قاسم(!) و مصائب او ، مطالبى در روضة الشهدا و المنتخب طُرَيحى و برخى كتاب هاى ديگر آمده است كه صحيح و قابل استناد نيستند . [١] ٢ . آيا قاسم ، زيرِ دست و پاى اسب ها مانده است ؟ در چگونگى به شهادت رسيدن قاسم ، آمده است : قاسم ، پس از ضربت خوردن و فرو افتادن [از اسب] ، عمويش را صدا زد و حسين عليه السلام به سرعت ، خود را به او رسانْد و كشنده قاسم را با شمشير ، هدف قرار داد و دستش را قطع كرد . لشكر دشمن هم براى نجات آن فرد ، هجوم آوردند . بر اساس كتب مقاتل كهن و مشهور ، در اين هجوم ، به شهادت رساننده قاسم ، زير دست و پاى لشكر قرار گرفت و هلاك شد ؛ امّا در برخى كتب متأخّر و به تبع آن ، در افواه ، مطرح شده كه قاسم ، زيرِ دست و پاى لشكريان ، كشته شد . به نظر مى رسد منشأ اين اشتباه ، بحار الأنوار باشد و پس از آن ، به كتاب هايى چون : ناسخ التواريخ ، مخزن البكاء ، مهيّج الأحزان و أسرار الشهادات ، راه يافته است . در متن بحار الأنوار ، آمده است : سپاه كوفه ، هجوم بردند تا عمرو (كشنده قاسم) را از دست حسين عليه السلام نجات دهند . پس اسب ها با سينه هايشان به سوى او تاختند و با سم هايشان ، او را زخمى و پايمال كردند و آن نوجوان ، كشته شد . هنگامى كه غبار جنگ ، فرو نشست ، ناگهان ديدند كه حسين عليه السلام بر سرِ آن جوان ، ايستاده و او در حال دست و پا زدن است . اينك به پانوشتى كه محقّق محترم بحار الأنوار ، براى جمله «حتّى مات الغلام (تا آن كه آن جوان ، كشته شد)» آورده ، بنگريد :
[١] حسين بن حمدان خصيبى ، مشهور به غلوّ است . نجاشى در باره او مى گويد : «مذهب او فاسد است» . ابن غضائرى نيز در باره او مى گويد : «دروغگو و مذهب او فاسد است . گوينده سخنِ نفرين شده اى است و به وى اعتنا نمى شود» .[٢] الهداية الكبرى: ص ٢٠٤ .[٣] ر . ك : ص ٣٢ (كتاب شناسى تاريخ عاشورا / منابع غير قابل استناد) .[٤] بحار الأنوار : ج ٤٥ ص ٣٥ .