شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٦٦
جزئىِ پيش گفته را بررسى مى كنيم : ١ . در معجم البلدان ـ كه يك كتاب كهن جغرافيايى است ـ در معرّفى بخشى از شهر حَلَب در شام ، آمده است : در غرب شهر و در دامنه كوه جوشن ، قبر محسن بن حسين عليه السلام است كه گمان دارند وقتى اسيران [كربلا] را از عراق به دمشق مى بردند ، او از مادرش سقط شده است و يا كودكى بوده است همراه آنان كه در حَلَب ، در گذشته و همان جا دفن شده است . [١] معلوم است كه اين گزارش ، در صورت درستى ، عبور كاروان از راه باديه را نفى مى كند (زيرا حَلَب ، در آن مسير قرار ندارد) ؛ امّا به تنهايى نمى تواند يكى از دو مسير سلطانى (كناره دجله) و يا كناره فرات را تأييد كند ؛ زيرا اين دو راه ، در مسافتى طولانى ، با هم مشترك هستند و منطقه حَلَب ، در مسير هر دو راه قرار دارد . از سوى ديگر ، به كار رفتن واژه «يزعمون (گمان دارند)» از سوى مؤلّف معجم البلدان ، بر قابل استناد نبودن اين پندار ، دلالت دارد ، بويژه آن كه فرزندى به نام محسن و يا همسر باردارى از امام حسين عليه السلام در وقايع كربلا ، سراغ نداريم و سخنى از آنها در كتاب هاى در دسترس ، نيامده است ، و وجود شهرت محلّى ، بر فرض درستى گزارش ، از حدّ يك عقيده عمومىِ معمولى ، فراتر نمى رود . ٢ . ممكن است برخى بر اساس يكى بودن مسير بردن سرِ امام حسين عليه السلام و حركت كاروان اسيران واقعه كربلا ، با استناد به گزارش ابن شهرآشوب ـ كه به نقل از نطنزى ، به ماجراى برخورد راهب صومعه با سرِ امام حسين عليه السلام ، در منزل قِنَّسرين (در شمال شام) پر داخته است ـ ، [٢] بخواهند عبور از راه سلطانى را اثبات كنند . پاسخ اين گروه ، آن است كه پيش فرض اين استدلال ، يعنى يكى بودن مسير
[١] معجم البلدان : ج ٢ ص ٢٨٤ و ١٨٦ . اين مطلب ، در بغية الطلب فى تاريخ حلب (ج١ ص ٤١١ - ٤١٤) ، مفصّل تر آمده است .[٢] المناقب ، ابن شهرآشوب : ج ٤ ص ٦٠ .