شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨١
١٥٧.الأخبار الطوال : طناب هاى حصيرى [مسجد] را آتش زدند و آنها را به طرف صحن مسجد ، پرتاب كردند تا فضا روشن شود. آن گاه جستجو كردند ؛ ولى كسى را نيافتند. ابن زياد گفت: مردم ، پراكنده شده اند و مسلم را رها كرده اند و بازگشتند . ابن زياد سپس به همراه گروهى بيرون آمد و وارد مسجد شد و شمع ها و قنديل ها روشن شدند . [١]
٤ / ٢٣
سخنرانى ابن زياد و فرمان جستجوى خانه به خانه
١٥٨.تاريخ الطبرى ـ به نقل از مُجالِد بن سعيد ـ: وقتى نشانى از مسلم و يارانش نديدند ، اين را به ابن زياد گزارش دادند . آن گاه درى را كه به مسجد باز مى شد، گشودند و عبيد اللّه به همراه يارانش از قصر ، بيرون آمدند . او بر منبر رفت و به آنان دستور داد اطرافش بنشينند و تا يك سوم از سرِ شبْ رفته ، در مسجد نشستند. او دستور داد كه عمرو بن نافع ، بانگ بر آورد: بدانيد هر يك از نگهبانان و نقيبان و سران و جنگجويان كه نماز عشا را در غير مسجد بخواند ، از تعهّد به حكومت ، بيرون رفته است. ساعتى نگذشت كه مسجد ، پر از جمعيت شد . آن گاه به مؤذّن، دستور [اذان] داد و سپس نماز گزارد . حُصَين بن تميم [به ابن زياد] گفت: اگر دوست دارى ، خودت با مردم نماز بخوان ، يا ديگرى نماز بخواند و تو در قصر ، نماز بخوانى ؛ چرا كه احساس امنيت نمى كنم . مبادا برخى از دشمنانت ، به تو آسيبى رسانند !
[١] إنَّ ابنَ زِيادٍ لَمّا فَقَدَ الأَصواتَ ، ظَنَّ أنَّ القَومَ دَخَلُوا المَسجِدَ ، فَقالَ : اُنظُروا ، هَل تَرَونَ فِي المَسجِدِ أحَدا ؟ ـ وكانَ المَسجِدُ مَعَ القَصرِ ـ فَنَظَروا فَلَم يَرَوا أحَدا ، وجَعَلوا يُشعِلونَ أطنابَ القَصَبِ ، ثُمَ يَقذِفونَ بِها في رُحبَةِ المَسجِدِ لِيُضيءَ لَهُم ، فَتَبَيَّنوا ، فَلَم يَرَوا أحَدا . فَقالَ ابنُ زِيادٍ : إنَّ القَومَ قَد خَذَلوا وأسلَموا مُسلِما وَانصَرَفوا . فَخَرَجَ فيمَن كانَ مَعَهُ ، وجَلَسَ فِي المَسجِدِ ، ووُضِعَتِ الشُّموعُ والقَناديلُ (الأخبار الطوال : ص ٢٣٩) .