شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩
شيفته اهل بيت عليهم السلام بود و براى جذب عوام ، حوادث تاريخى و بويژه حادثه عاشورا را با نثرى دل پسند به داستان در آورد و در اين ميان ، مطالب معتبر و غير معتبر و مستند و بدون سند را با هم در آميخت . تازگى سبْك، فارسى بودن و نيز انگيزه مؤلّف براى خوانده شدن كتابش در مجالس عزا ، موجب شد كه كتاب كاشفى، نه يك اثر تاريخى، بلكه يك اثر تبليغى و حتّى تخيّلى ، شمرده شود . متأسّفانه عدم توجّه به اين مطلب و قرائت و استنساخ چندين باره آن ـ تا آن جا كه سخنرانان مجالس سوگوارى امام حسين عليه السلام را ، «روضه خوان» ناميدند ـ ، زمينه ورود بسيارى از اطّلاعات نادرست اين كتاب را به فرهنگ عاشورا فراهم ساخت و در موارد متعدّدى ، «زبان حال» ، جانشين «زبان قال» حماسه سرايان كربلا گشت . مصحّح و حاشيه نگار كتاب ، علّامه ميرزا ابو الحسن شَعرانى ، نيز در مقدّمه اش بر كتاب ، به اين موضوع، اشاره كرده است : از نقل ضعيف در روضة الشهدا ، عجب نبايد داشت ؛ چون در اداى مقصود واعظ ، قوى است ، اگر چه براى مقصود مورّخ ، كافى نيست . [١] پيش از شعرانى نيز ، ميرزا عبد اللّه اَفَندى ، همكار عالم و كتاب شناس علّامه مجلسى ، اكثر روايات اين كتاب و بلكه همه آن را مأخوذ از كتب غير مشهور و غير قابل اعتماد دانسته است . [٢] علّامه سيّد محسن امين عاملى نيز اين سخن را تأييد نموده است . [٣] محدّث نورى ، برخى گزارش هاى كتاب را بدون پشتوانه تاريخى خوانده [٤] و شهيد مطهّرى ، آن را پر از دروغ ، و تأليف و نشر اين كتاب را مانع مراجعه به منابع اصلى و مطالعه تاريخ واقعى امام حسين عليه السلام دانسته است . [٥] شهيد سيّد محمّد على
[١] روضة الشهدا : ص ٦ (مقدّمه) .[٢] رياض العلماء : ج ٢ ص ١٩٠ .[٣] أعيان الشيعة : ج ٦ ص ١٢٢ .[٤] لؤلؤ و مرجان : ص ٢٨٧ ـ ٢٨٨ .[٥] حماسه حسينى : ج ١ ص ٥٤ .