شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٢
٣٢٤.تاريخ الطبرى ـ به نقل از ضحّاك مِشرَقى ـ برايش بر شمرد و بر محمّد و فرشتگان و پيامبران خدا ، درود فرستاد و آن قدر از اين گونه سخن گفت كه خدا مى داند و نمى توان ذكر كرد. به خدا سوگند، هيچ گاه، نه پيش از او و نه پس از او ، سخنرانى را نديدم كه بليغ تر از او سخن بگويد ! سپس فرمود: «امّا بعد، نَسَبم را در يابيد و بنگريد كه من ، كيستم . سپس به خودتان بياييد و آن را سرزنش كنيد و بنگريد كه آيا كُشتن من و هتك حرمتم ، برايتان رواست ؟ آيا من ، فرزند دختر پيامبرتان، و فرزند وصى و پسرعمويش، اوّلين ايمان آورنده به خدا و تصديقگر پيامبرش در آنچه از نزد پروردگارش آورده است ، نيستم ؟ آيا حمزه سيّد الشهدا عليه السلام ، عموى پدرم نيست ؟ آيا جعفرِ شهيد و پرواز كننده با دو بال [ در بهشت] ، عمويم نيست ؟ آيا اين روايت پُرتكرار ، به شما نرسيده كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، در باره من و برادرم فرمود : اين دو ، سَرور جوانان بهشت اند ؟ اگر گفته مرا كه حقّ است ، تصديق كنيد ، به خدا سوگند ، از آن زمان كه دانسته ام خداوند ، دروغگو را دشمن مى دارد و به دروغ ساز ، زيان مى زند ، آهنگِ دروغ نكرده ام ، و اگر تكذيبم كنيد ، ميان شما كسانى هستند كه اگر از آنها بپرسيد ، آگاهتان مى كنند . از جابر بن عبد اللّه انصارى يا ابوسعيد خُدْرى يا سهل بن سعد ساعدى يا زيد بن اَرقَم يا اَ نَس بن مالك بپرسيد . به شما خبر خواهند داد كه اين گفته را از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، در باره من و برادرم شنيده اند . آيا اين ، مانع شما از ريختن خون من نمى شود ؟» . شمر بن ذى الجوشن، [به طعنه] در باره حسين عليه السلام گفت كه : او، خدا را [تنها] به زبان ، مى پرستد ، اگر بداند كه چه مى گويد ! حبيب بن مُظاهر به شمر گفت : به خدا سوگند ، چنين مى بينم كه تو نيستى كه خدا را با هفتاد زبان (با ترديد و بدون ايمان قلبى) مى پرستى . من ، گواهى مى دهم كه تو ، راست مى گويى و نمى دانى [حسين] چه مى گويد . خداوند ، بر دلت مُهر زده است . سپس حسين عليه السلام به آنان فرمود : «اگر در اين گفته ، ترديد داريد ، آيا در اين هم شك