شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٩٢
٨٣٩.الخصال ـ به نقل از محمّد بن سهل بَحرانى، كه سند حديث را: آنان كه بسيار گريستند، پنج نفرند: آدم عليه السلام ، يعقوب عليه السلام ، يوسف عليه السلام ، فاطمه دختر محمّد صلى الله عليه و آله و على بن الحسين عليه السلام . آدم، براى بهشت گريست ، تا جايى كه در گونه هايش جايى همانند جوى ، پديدار شد. يعقوب، بر يوسف عليه السلام گريست تا نابينا شد، و به او گفته شد: «به خدا سوگند، چنان به ياد يوسف هستى كه يا تباه مى شوى و يا از نابود شدگان خواهى بود» [١] . يوسف نيز چنان براى يعقوب گريست كه زندانيان از دست او اذيّت شدند و به وى گفتند: «يا شب ، گريه كن و روز ، آرام باش و يا روز ، گريه كن و شب ، خاموش باش» و او با آنها در يكى از اين دو وقت ، كنار آمد. فاطمه نيز چنان براى پيامبر خدا گريست كه مردم مدينه از آن، اذيّت شدند و گفتند: «ما را از گريه زيادت اذيّت كردى» . او هم به گورستان شهيدان مى رفت و آن جا، هر چه مى خواست ، گريه مى كرد و باز مى گشت. و على بن الحسين (زين العابدين) عليه السلام بيست سال ـ يا چهل سال [٢] ـ بر حسين عليه السلام گريست و هيچ گاه غذايى در برابرش گذاشته نشد، مگر اين كه گريست . يكى از غلامانش به ايشان گفت : اى پسر پيامبر خدا ! جانم به فدايت ! من مى ترسم كه تو از بين بروى.
[١] سوره يوسف : آيه ٨٥ .[٢] ترديد از راوى است. ظاهرا بيست سال درست است و نه چهل سال ؛ زيرا امام زين العابدين عليه السلام پس از شهادت پدرش امام حسين عليه السلام ، در حدود، ٣٤ سال زيست و در سال ٩٥ ق، به شهادت رسيد . البتّه ممكن است چهل سال ، تقريبى باشد و نه قطعى، و منظور، اين باشد كه ايشان تا آخر عمرش براى پدرش گريست ، چنان كه در حديث بعدى آمده است .