شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٨٥
٨٢٨.كمال الدين ـ به نقل از ابن عبّاس ـ جبرئيل عليه السلام گفت: من هم از آنان بيزارم ، اى محمّد ! پس پيامبر صلى الله عليه و آله بر فاطمه عليهاالسلام وارد شد و به او تهنيت گفت و دلدارى اش داد . فاطمه عليهاالسلامگريست و گفت : اى كاش من او را نزاده بودم ! كشنده حسين ، در آتش است . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «من بر اين ، گواهى مى دهم ، اى فاطمه ! او كشته نمى شود، مگر اين كه فرزندى از او باقى مى ماند كه امامان هدايتگر پس از او، از نسل اويند ...». پس فاطمه عليهاالسلام آرام گرفت. [١]
٨٢٩.كامل الزيارات ـ به نقل از ابو بصير ـ: در محضر امام صادق عليه السلام بودم و با ايشان صحبت مى كردم... كه گريست و فرمود: «اى ابو بصير ! وقتى به فرزندان حسين عليه السلام مى نگرم ، به سبب بلاهايى كه بر سر آنان و پدرشان (حسين عليه السلام) آمد ، حالتى به من دست مى دهد كه از اراده من خارج است. اى ابو بصير ! فاطمه عليهاالسلام براى حسين عليه السلام مى گريد و ضجّه مى زند و دوزخ ، آهى مى كشد، و اگر نبود كه نگهبانان دوزخ ، صداى گريه فاطمه را مى شنوند و براى آن آماده مى شوند ، از بيم آن كه مبادا از دوزخ ، شراره اى بر آيد و يا دودش را بيرون بدهد و اهل زمين را بسوزاند [ ، چنين مى شد و زمينيان مى سوختند] . پس تا زمانى كه فاطمه عليهاالسلام گريان است، جلو دوزخ را مى گيرند و آن را باز مى دارند و از نگرانى براى اهل زمين، درهايش را محكم مى كنند . پس دوزخ ، آرام نمى گيرد تا صداى فاطمه عليهاالسلام
[١] لَمّا وُلِدَ الحُسَينُ بنُ عَلِيٍّ عليه السلام وكانَ مَولِدُهُ عَشِيَّةَ الخَميسِ لَيلَةَ الجُمُعَةِ . . . فَهَبَطَ جَبرَئيلُ عليه السلام عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَهَنَّأَهُ كَما أمَرَهُ اللّه ُ عز و جل وعَزّاهُ . فَقالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : تَقتُلُهُ اُمَّتي؟ فَقالَ لَهُ : نَعَم يا مُحَمَّدُ ، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : ما هؤُلاءِ بِاُمَّتي أنَا بَريءٌ مِنهُم ، وَاللّه ُ عز و جلبَريءٌ مِنهُم ، قالَ جَبرَئيلُ عليه السلام : وأنَا بَريءٌ مِنهُم يا مُحَمَّدُ ، فَدَخَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله عَلى فاطِمَةَ عليهاالسلام فَهَنَّأَها وعَزّاها ، فَبَكَت فاطِمَةُ عليهاالسلاموقالَت : يا لَيتَني لَم ألِدهُ ، قاتِلُ الحُسَينِ فِي النّارِ . فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : وأنَا أشهَدُ بِذلِكِ ـ يا فاطِمَةُ ـ ، ولكِنَّهُ لا يُقتَلُ حَتّى يَكونَ مِنهُ إمامٌ يَكونُ مِنهُ الأَئِمَّةُ الهادِيَةُ بَعدَهُ ، . . . فَسَكَتَت فاطِمَةُ عليهاالسلام مِنَ البُكاءِ (كمال الدين : ص ٢٨٢ ح ٣٦) .