شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٥٦
١ / ٨
عبد اللّه بن زبير [١]
٦٩١.تاريخ الطبرى ـ به نقل از عبد الملك بن نوفل، از پدرش ـ: پدرم به من خبر داد و گفت : وقتى حسين عليه السلام كشته شد، عبد اللّه بن زبير در ميان مردم مكّه به پا خاست و كشتن حسين عليه السلام را فاجعه دانست و بويژه كوفيان را سرزنش كرد و عموم عراقى ها را مذمّت نمود. او پس از ستايش و ثناى خداوند و درود فرستادن بر محمّد صلى الله عليه و آله گفت: عراقى ها ، جز اندكشان، مردمى نيرنگباز و تبهكارند و كوفيان ، بدترين هاى عراق اند. آنان حسين عليه السلام را دعوت كردند تا يارى اش كنند و او را به حكومت بر خود برگزينند ؛ ولى هنگامى كه بر آنها وارد شد، بر ضدّ او شوريدند و به او گفتند: يا دستت را در دست ما مى گذارى تا تو را دست بسته به نزد پسر زياد بن سميّه بفرستيم تا حكمش را در باره تو صادر كند و يا مى جنگى! به خدا سوگند، حسين عليه السلام ديد كه او و يارانش بسيار اندك اند و با آن كه خداوند عز و جلهيچ كس را بر غيب ، آگاه نكرده ، دانست كه همگى كشته خواهند شد ؛ امّا او مرگِ
[١] عبد اللّه بن زبير بن عوّام قرشى اسدى ـ كه كنيه اش ابو بكر و مادرش اَسما دختر ابو بكر است ـ ، از صحابيان است . وى در سال اوّل هجرت ، به دنيا آمد و نخستين مولود مهاجران است . وى پس از كشته شدن عثمان ، تمام تلاش خود را براى به خلافت رساندن پدرش زبير به كار گرفت ؛ ولى موفّق نشد. او از يك سو با خاله اش عايشه و از يك سو با پدرش زبير ، و از سوى ديگر با طلحه ارتباط داشت . او در جنگ جَمَل با پدرش حضور داشت . امام على عليه السلام مى فرمود: «زبير ، هميشه از ما بود ، تا اين كه عبد اللّه ، بزرگ شد» . پس از شكست نبرد جمل ، با وساطت عايشه بخشوده شد. معاويه ، او را احترام نمى كرد و او پس از مرگ معاويه ، با يزيد بيعت نكرد و براى حفظ جان خود ، در مكّه سكنا گزيد ، تا اين كه آشوبى ميان او و سپاه يزيد برپا شد. او در سال ٦٤ هجرى ، به قصد خلافت ، قيام كرد و بر حجاز، يمن، عراق و خراسان ، مسلّط گشت . وى از عبد اللّه بن عبّاس و محمّد بن حنفيّه ، درخواست بيعت كرد ؛ ولى آن دو به وى پاسخ مثبت ندادند و تصميم داشت آن دو را بسوزاند. او در حكومت عبد الملك بن مروان ، به سال ٧٣ هجرى ، پس از آن كه حَجّاج ، به مكّه و مسجد الحرام حمله بُرد ، كشته شد و سپس به دار آويخته شد . از امامان اهل بيت عليهم السلام در باره اش مذمّت هايى نقل شده است.