شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨١١
علىَّ هجرا . [١] خواهرم ، اى امّ كلثوم ! و تو اى زينب ! و تو اى رُقَيّه ! و تو اى فاطمه ! و تو اى رَباب! توجّه كنيد كه هرگاه من كشته شدم ، براى من گريبان چاك مكنيد و صورت ، خراش ندهيد و حرف نامربوط مگوييد . در باره اين گزارش مى توان گفت : اوّلاً ، در بسيارى از نسخه هاى كتاب الملهوف ، اين متن وجود ندارد . ثانيا ، در اين گزارش ، به اين كه رقيّه دختر امام عليه السلام است ، اشاره اى نشده است . ثالثا ، احتمالاً آن كه در اين گزارش به اين نام خطاب شده، رقيّه دختر امام على عليه السلام و همسر مسلم بن عقيل است ؛ زيرا فرزندان مُسلم ، همراه امام عليه السلام بودند و به احتمال قوى ، همسر وى نيز در كاروان كربلا ، حضور داشته است .
٢ . وفات دخترى از امام حسين عليه السلام در خرابه شام
٢ / ١ . گزارش «كامل بهايى»
تا آن جا كه بررسى ها نشان مى دهند، نخستين كتابى كه ماجراى شهادت كودكى در شام را مطرح كرده است، كامل بهايى ، كتابى فارسى ، نوشته عماد الدين طبرى (م ح ٧٠٠ ق) است . متن نوشتار او ، اين است : در حاويه [٢] آمد كه زنان خاندان نبوّت ، در حالت اسيرى ، حال مردان كه در كربلا شهيد شده بودند ، بر پسران و دختران ايشان ، پوشيده مى داشتند و هر كودكى را وعده ها مى دادند كه : پدر تو به فلان سفر رفته است [و] باز مى آيد. تا ايشان را به خانه يزيد آوردند . دختركى بود چهارساله . شبى از خواب ، بيدار شد و گفت : «پدر من حسين كجاست ؟ اين ساعت ، او را به خواب ديدم سخت پريشان!» .
[١] الإرشاد : ج ٢ ص ١٣٥ ؛ مطالب السؤول : ص ٧٣ .[٢] بحار الأنوار : ج ٤٥ ص ٣٢٩ .[٣] مطالب السؤول : ص ٧٣ .[٤] كشف الغمّة : ج ٢ ص ٢٥٠ .[٥] لباب الأنساب : ج ١ ص ٣٥٠ .[٦] لباب الأنساب : ج ١ ص ٣٥٥ .[٧] الملهوف : ص ١٤١ .[٨] ظاهرا مقصود ، كتاب الحاوية ، نوشته قاسم بن محمد بن احمد سُنّى است (ر . ك : فوائد رضويّه : ص ١١٢) .[٩] كامل بهايى : ج ٢ ص ١٧٩ .