شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٠٥
٧ / ١٤
پيشنهاد كُشتن امام زين العابدين عليه السلام
٦٥٧.البداية و النهاية : روايت شده كه يزيد ، در كار اسيران ، با مردم، مشورت كرد و مردانى از آنان ـ كه خدا ، زشتْ رويشان گردانَد ـ گفتند : ... على بن الحسين (زين العابدين) را بكُش تا از فرزندان حسين ، هيچ كس نمانَد! يزيد ، ساكت شد و نعمان بن بشير گفت : اى امير مؤمنان ! با آنان ، همان گونه عمل كن كه اگر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آنان را به اين حال مى ديد ، با ايشان مى كرد . يزيد ، براى آنان دل سوزانْد و آنان را به حمّام فرستاد و لباس و هدايا و خوراك برايشان قرار داد و در خانه اش جايشان داد . [١]
٧ / ١٥
خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله در زندان يزيد
٦٥٨.الخرائج و الجرائح ـ به نقل از عمران بن على حلبى ، از امام صادق عليه: هنگامى كه على بن الحسين عليه السلام و همراهانش را نزد يزيد بن معاويه ـ كه لعنت هاى خدا بر هر دوشان باد ـ آوردند ، آنان را در خانه اى مخروبه با ديوارهايى سست ، جاى دادند . يكى از اسيران گفت : ما را در اين خانه ، جاى داده اند تا بر ما فرو ريزد . نگهبانانِ گمارده بر ايشان هم ـ كه از قِبطيان مصر بودند ـ ، گفتند : به اينان بنگريد كه
[١] رُوِيَ أنَّ يَزيدَ استَشارَ النّاسَ في أمرِهِم ، فَقالَ رِجالٌ مِمَّن قَبَّحَهُمُ اللّه ُ : ... اُقتُل عَلِيَّ بنَ الحُسَينِ حَتّى لا يَبقى مِن ذُرِّيَّةِ الحُسَينِ أحَدٌ ! فَسَكَتَ يَزيدُ ، فَقالَ النُّعمانُ بنُ بَشيرٍ : يا أميرَ المُؤمِنينَ ، اعمَل مَعَهُم كَما كانَ يَعمَلُ مَعَهُم رَسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله لَو رَآهُم عَلى هذِهِ الحالِ . فَرَقَّ عَلَيهِم يَزيدُ ، وبَعَثَ بِهِم إلَى الحَمّامِ ، وأجرى عَلَيهِمُ الكَساوى وَالعَطايا وَالأَطعِمَةَ ، وأنزَلَهُم في دارِهِ (البداية والنهاية : ج ٨ ص ١٩٦ ، العقد الفريد : ج ٣ ص ٣٦٨) .