شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٨٦
اظهار ندامت وى دلالت دارند ، بعيد به نظر مى رسد . اين گونه گزارش ها ، احتمالاً ساخته و پرداخته بنى اميّه و يا حاكى از سياست بازى يزيدند .
٦٤٥.الملهوف : زينب عليهاالسلام ، هنگامى كه سر امام حسين عليه السلام را ديد ، گريبان خويش را گرفت و آن را دريد . سپس با صدايى غم آلود كه دل ها را به درد مى آورْد ، ندا داد : اى حسين ! اى محبوب پيامبر خدا ! اى پسر مكّه و مِنا ! اى پسر فاطمه زهرا ، سَرور زنان ! اى پسر دختر مصطفى ! راوى مى گويد : به خدا سوگند ، هر كه را در مجلس حاضر بود ، گريانْد و يزيد ، ساكت بود . [١]
٧ / ٧
احتجاج ابو بَرزه با يزيد
٦٤٦.تاريخ الطبرى ـ به نقل از قاسم بن بُخَيت ـ: يزيد به مردم ، اجازه ورود داد و آنان ، وارد شدند . سر ، پيشِ روى يزيد بود و او با سرِ چوبِ دستى اش بر دندان هاى پيشينِ حسين عليه السلام مى زد . سپس گفت : ما و اين ، مانند همان اشعار حُصَين بن حُمام مُرّى هستيم كه : سر مردانى را مى شكافند كه دوستشان داريم ولى آنان ، نافرمان ترين و ستمكارترين بودند . مردى از ياران پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به نام ابو بَرزه اَسلَمى به او گفت : آيا با چوب دستى بر دندان هاى حسين، مى زنى؟ هان كه چوب دستى ات بر جايى از دهان او فرود آمد كه بسى ديدم كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن را مى مكيد . هان ـ اى يزيد ـ ، تو روز قيامت مى آيى ، در
[١] وأمّا زَينَبُ فَإِنَّها لَمّا رَأَتهُ [أي رَأسَ الحُسَينِ عليه السلام] أهوَت إلى جَيبِها فَشَقَّتهُ ، ثُمَّ نادَت بِصَوتٍ حَزينٍ يَقرَحُ القُلوبَ : يا حُسَيناه ، يا حَبيبَ رَسولِ اللّه ِ ، يَابنَ مَكَّةَ ومِنىً ، يَابنَ فاطِمَةَ الزَّهراءِ سَيِّدَةِ النِّساءِ ، يَابنَ بِنتِ المُصطَفى . قالَ الرّاوي : فَأَبكَت وَاللّه ِ كُلَّ مَن كانَ حاضِرا فِي المَجلِسِ ، ويَزيدُ ساكِتٌ (الملهوف : ص ٢١٣ ، الاحتجاج : ج ٢ ص ١٢٣) .