شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٤٩
٦٠٩.الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : گفتند : زينب ، دختر على بن ابى طالب است . ابن زياد گفت : ديدى خدا با خاندانت چه كرد؟ زينب عليهاالسلام گفت : «شهادت ، برايشان مقدّر شده بود و آنان به سوى شهادتگاهشان شتافتند ، و خدا به زودى ، ما و تو و ايشان را گِرد مى آورد» . ابن زياد گفت : ستايش ، خدايى را كه شما را كُشت و سخنتان را دروغ كرد ! زينب عليهاالسلام گفت : «ستايش ، خدايى را كه ما را به محمّد ، گرامى داشت و پاك و پاكيزه كرد !». [١]
٦١٠.تاريخ الطبرى ـ به نقل از حُمَيد بن مسلم ـ: هنگامى كه سرِ حسين عليه السلام را با كودكان و خواهران و زنانش نزد عبيد اللّه بن زياد آوردند ، زينب ، دختر فاطمه عليهاالسلام ، بدترين لباسش را پوشيده بود و ناشناس مى نمود و كنيزانش گِردش را گرفته بودند . هنگامى كه وارد شد ، نشست . عبيد اللّه بن زياد گفت : اين كه نشست ، كه بود؟ زينب عليهاالسلام با او سخن نگفت . عبيد اللّه ، سه بار پرسيد و زينب عليهاالسلام در هر سه بار ، ساكت ماند . يكى از كنيزانش گفت : اين ، زينب، دختر فاطمه عليهاالسلاماست . عبيد اللّه به او گفت : ستايش ، خدايى را كه شما را رسوا كرد و شما را كُشت و سخن دروغتان را آشكار كرد ! زينب عليهاالسلام گفت : «ستايش ، خدايى را كه ما را به محمّد صلى الله عليه و آله گرامى داشت و پاك و پاكيزه مان كرد و آن گونه كه تو مى گويى ، نيست . تنها فاسق است كه رسوا مى شود و
[١] قُدِمَ بِهِم [أيِ الأَسرى] عَلى عُبَيدِ اللّه ِ بنِ زِيادٍ ، فَقالَ عُبَيدُ اللّه ِ : مَن هذِهِ ؟ فَقالوا : زَينَبُ بِنتُ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ ! فَقالَ : فَكَيفَ رَأَيتَ اللّه َ صَنَعَ بِأَهلِ بَيتِكَ ؟ قالَت : كُتِبَ عَلَيهِمُ القَتلُ فَبَرَزوا إلى مَضاجِعِهِم ، وسَيَجمَعُ اللّه ُ بَينَنا وبَينَكَ وبَينَهُم . قالَ : الحَمدُ للّه ِِ الَّذي قَتَلَكُم وأكذَبَ حَديثَكُم . قالَت : الحَمدُ للّه ِِ الَّذي أكرَمَنا بِمُحَمَّدٍ وطَهَّرَنا تَطهيرا (الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) : ج ١ ص ٤٨١) .