شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٧٨
٥٠٢.مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى : گونه اى؟ فرمود : «مردم بر پسرم هجوم بردند و او را كشتند . هم اكنون ، شاهد شهادتش بودم» . من لرزيدم و بيدار شدم و چون به سوى شيشه رفتم، ديدم كه خون از آن مى جوشد . سلمى مى گويد: من نيز آن را ديدم كه پيش رويش گذاشته است . [١]
٢ / ٢
خون شدن تربت
٥٠٣.الخرائج و الجرائح ـ در يادكرد معجزات امام حسين عليه السلام ـ: هنگامى كه امام حسين عليه السلام آهنگ عراق كرد ، اُمّ سلمه به او گفت : به سوى عراق نرو ؛ چرا كه شنيدم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد : «پسرم حسين ، در زمين عراق، كشته مى شود» و تربتى نزد من است كه آن را در شيشه اى ، به من سپرده است . امام حسين عليه السلام فرمود : «به خدا سوگند ، من همين گونه كشته مى شوم و اگر به عراق هم نروم ، باز مرا مى كشند . اگر دوست دارى ، آرامگاهم و جايگاه يارانم را نشانت بدهم» . سپس دست بر صورت او كشيد و خداوند ، چشمانش را چنان وسعت داد كه [امام عليه السلام] همه آن جاها را به او نشان داد . [امام عليه السلام] تربتى برداشت و از آن تربت نيز در شيشه اى ديگر ، به او داد و فرمود : «هنگامى كه از هر دو [شيشه] ، خون ريخت ، بدان كه من كشته شده ام» .
[١] إنَّ سَلمَى المَدَنِيَّةَ ، قالَت : دَفَعَ رَسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله إلى اُمِّ سَلَمَةَ قارورَةً فيها رَملٌ مِنَ الطَّفِّ ، وقالَ لَها : إذا تَحَوَّلَ هذا دَما عَبيطا فَعِندَ ذلِكَ يُقتَلُ الحُسَينُ . قالَت سَلمى : فَارتَفَعَت واعِيَةٌ مِن حُجرَةِ اُمِّ سَلَمَةَ ، فَكُنتُ أوَّلَ مَن أتاها ، فَقُلتُ لَها : ما دَهاكِ يا اُمَّ المُؤمِنينَ ؟ قالَت : رَأَيتُ رَسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله فِي المَنامِ وَالتُّرابُ عَلى رَأسِهِ ، فَقُلتُ : ما لَكَ ؟ قالَ : «وَثَبَ النّاسُ عَلَى ابني فَقَتَلوهُ ، وقَد شَهِدتُهُ قَتيلاً السّاعَةَ» . فَاقشَعَرَّ جِلدي ، وَانتَبَهتُ وقُمتُ إلَى القارورَةِ ، فَوَجَدتُها تَفورُ دَما ، قالَت سَلمى : ورَأَيتُها مَوضوعَةً بَينَ يَدَيها (مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى : ج ٢ ص ٩٦ ؛ بحار الأنوار : ج ٤٥ ص ٢٣٢ ح ٣) .