شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٣٠
٩ / ١٠
اصات تيرى به گلوى امام عليه السلام
٤٤٢.الأمالى ، صدوق ـ به نقل از عبد اللّه بن منصور ، از امام صادق ، ا: حسين عليه السلام ، به چپ و راست نگريست و كسى را نديد . سرش را به سوى آسمان ، بالا بُرد و گفت : «خدايا ! تو مى بينى كه با فرزند پيامبرت چه مى كنند» . قبيله بنى كِلاب ، ميان حسين عليه السلام و آب ، مانع شدند . تيرى به سوى او پرتاب شد كه بر گلويش نشست و از اسبش به زمين افتاد . امام عليه السلام تير را گرفت و بيرون كشيد . سپس ، خون را با كفِ دستش مى گرفت و هنگامى كه پُر مى شد ، به سر و صورتش مى ماليد و مى گفت : «خداى عز و جل را مظلوم و خونين ، ديدار خواهم كرد» . [١]
٤٤٣.الدرّ النظيم : زخمى در گلوى حسين عليه السلام [ بر اثر تيرى كه به او اصابت كرد ، ] پديد آمد . او دستش را بر آن مى نهاد و چون از خون ، پُر مى شد ، مى گفت : «خدايا ! تو مى بينى» . سپس ، دوباره چنين مى كرد و چون پُر مى شد ، مى گفت : «خدايا ! اين ، در راه تو ، اندك است» . [٢]
[١] نَظَرَ الحُسَينُ عليه السلام يَمينا وشِمالاً ولا يَرى أحَدا ، فَرَفَعَ رَأسَهُ إلَى السَّماءِ ، فَقالَ : اللّهُمَّ إنَّكَ تَرى ما يُصنَعُ بِوَلَدِ نَبِيِّكَ . وحالَ بَنو كِلابٍ بَينَهُ وبَينَ الماءِ ، ورُمِيَ بِسَهمٍ فَوَقَعَ في نَحرِهِ ، وخَرَّ عَن فَرَسِهِ ، فَأَخَذَ السَّهمَ فَرَمى بِهِ ، وجَعَلَ يَتَلَقَّى الدَّمَ بِكَفِّهِ ، فَلَمَّا امتَلَأَت لَطَخَ بِها رَأسَهُ ولِحيَتَهُ ، وهُوَ يَقولُ : ألقَى اللّه َ عز و جل وأنَا مَظلومٌ مُتَلَطِّخٌ بِدَمي (الأمالى ، صدوق : ص ٢٢٦ ح ٢٣٩ ، بحار الأنوار : ج ٤٤ ص ٣٢١) .[٢] قَد أصابَ الحُسَينَ عليه السلام جُرحٌ في حَلقِهِ ، وهُوَ يَضَعُ يَدَهُ عَلَيهِ فَإِذَا امتَلَأَتِ الدَّمُ قالَ : اللّهُمَّ إنَّكَ تَرى ، ثُمَّ يُعيدُها ، فَإِذَا امتَلَأَت قالَ : اللّهُمَّ إنَّ هذا فيكَ قَليلٌ (الدرّ النظيم : ص ٥٥١) .