شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦١٨
٤١٧.المناقب ، ابن شهرآشوب : آن گاه امام حسين عليه السلام فرمود : «لباسى برايم بياوريد كه كسى به آن رغبت نكند و زيرِ لباس هايم بپوشم تا برهنه ام نكنند ؛ چرا كه من كشته مى شوم و لباس و سلاحم را مى بَرند» . براى امام عليه السلام ، شلواركى آوردند ؛ امّا نپذيرفت و فرمود : «اين، لباس اهل ذِمّه [١] است» . سپس ، لباسى بلندتر را كه از شلوار ، كوتاه تر و از شلوارك ، بلندتر بود ، آوردند و امام عليه السلام ، آن را پوشيد . [٢]
٩ / ٢
خداحافظى امام عليه السلام با زنان
٤١٨.المناقب ، ابن شهرآشوب : سپس حسين عليه السلام ، با زنان، وداع كرد . سكينه ، شيون مى كرد . امام عليه السلام ، او را به سينه اش چسباند و فرمود : اى سَكينه ! بدان كه پس از من ، گريه ات طولانى خواهد بود ، هنگامى كه مرگ ، مرا در يابد . با اشك حسرتت ، دلم را آتش مزن تا آن گاه كه روح در بدن دارم
[١] اهل ذمّه ، به كافرانى گفته مى شود كه در حمايت حكومت اسلامى زندگى مى كنند ؛ امّا با توجّه به منابع ديگر ، ظاهرا عبارت «أهل الذِّمّة» كه در متن عربى حديث آمده است ، تصحيف «أهل الذلّة (اهل خوارى)» باشد .[٢] ثُمَّ قالَ [الإِمامُ الحُسَينُ عليه السلام] : اِيتوني بِثَوبٍ لا يُرغَبُ فيهِ ، ألبَسهُ غَيرَ ثِيابي ؛ لا اُجَرَّدُ ، فَإِنّي مَقتولٌ مَسلوبٌ . فَأَتَوهُ بِتُبّانٍ فَأَبى أن يَلبَسَهُ وقالَ : هذا لِباسُ أهلِ الذِّمَّةِ ، ثُمَّ أتَوهُ بِشَيءٍ أوسَعَ مِنهُ ـ دونَ السَّراويلِ وفَوقَ التُّبّانِ ـ فَلَبِسَهُ (المناقب ، ابن شهرآشوب : ج ٤ ص ١٠٩) .