شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٣
او در آخرين ديدارش با امام عليه السلام ، در حالى كه به شدّتْ زخمى شده بود ، به ايشان گفت : [ به پيمانم] وفا كردم ؟ امام عليه السلام پاسخ داد : نَعَم ، أنتَ أمامي فِي الجَنَّةِ ، فَاقرَأ رَسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله عَنِّي السَّلامَ وأعلِمهُ أنّي فِي الأَثَرِ . [١] آرى . تو در بهشت ، پيشِ روى من هستى . به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، از جانب من ، سلام برسان و به ايشان بگو كه من هم در پى [ تو] مى آيم . سپس عمرو بن قَرظَه ، جنگيد تا به شهادت رسيد . امّا فرزند ديگر قَرَظه ، يعنى على بن قَرَظه ـ كه نقطه مقابل عمرو بود ـ ، وقتى ديد كه برادرش كشته شد ، فرياد زد : اى حسين ! اى دروغگو ، پسر دروغگو ! برادرم را گم راه ساختى و فريفتى تا اين كه او را به كُشتن دادى . امام عليه السلام فرمود : إنَّ اللّه َ لَم يُضِلَّ أخاكَ ، ولكِنَّهُ هَدى أخاكَ وأضَلَّكَ . خداوند ، برادرت را گم راه نكرد ؛ بلكه برادرت را هدايت ساخت و تو را گم راه كرد . على بن قَرَظه ، در نهايت بى شرمى گفت : خدا مرا بكُشد ، اگر تو را نكُشم يا در راه [ كشتن] تو نميرم ! اين جمله را گفت و به امام عليه السلام ، حمله ور شد كه نافِع بن هِلال ، راه را بر او بست و با نيزه ، او را نقشِ بر زمين كرد . [٢] در زيارت هاى «رجبيّه» و «ناحيه مقدّسه» آمده : السَّلامُ عَلى عَمرِو بنِ قَرَظَةَ الأَنصارِيِّ . [٣]
[١] الملهوف : ص ١٦٢ ، بحار الأنوار : ج ٤٥ ص ٢٢ .[٢] تاريخ الطبرى : ج ٥ ص ٤٣٤ .[٣] الإقبال : ج ٣ ص ٧٣ .