شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٩
چنين فرمود : لا يُبعِدَنَّكَ اللّه ُ يا زُهَيرُ ، ولَعَنَ اللّه ُ قاتِلَكَ ، لَعنَ الَّذينَ مَسَخَهُم قِرَدَةً وخَنازيرَ ! [١] خداوند ، تو را از [ رحمتش] دور نكند ـ اى زُهَير ـ و كُشنده ات را لعنت نمايد ؛ همانند لعن كسانى كه آنها را به بوزينه و خوك ، تبديل كرد ! در «زيارت ناحيه مقدّسه» مى خوانيم : السَّلامُ عَلى زُهَيرِ بنِ القَينِ البَجَلِيِّ ، القائِلِ لِلحُسَينِ وقَد أذِنَ لَهُ فِي الاِنصِرافِ : «لا وَاللّه ِ لا يَكونُ ذلِكَ أبَدا ، أترُكُ ابنَ رَسولِ اللّه ِ أسيرا في يَدِ الأَعداءِ وأنجو! لا أرانِيَ اللّه ُ ذلِكَ اليَومَ . [٢] سلام بر زُهَير بن قَين بَجَلى كه وقتى حسين عليه السلام به او اجازه داد كه برود ، گفت : نه . به خدا سوگند ، چنين چيزى ، هرگز اتّفاق نمى افتد كه پسر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را در دست دشمنان ، رها كنم و خودم را نجات دهم . خدا ، چنين روزى را نياورد ! نام او در «زيارت رجبيّه» نيز آمده است . گفتنى است آنچه در كتاب مجالس المواعظ آمده كه زُهَير ، در كودكى با امام حسين عليه السلام بازى مى كرده است و خاكِ جاى پاى او را بوسيده و بدين جهت ، مورد ملاطفت پيامبر صلى الله عليه و آله قرار گرفته است ، در منابع معتبر نيامده و بررسى زندگى زُهَير نيز قرينه عدم صحّت اين گزارش است . اين ماجرا ، در كتاب المنتخب طُرَيحى ، مفصّل تر آمده ؛ ولى نام كودك ، بيان نشده است و در افواه نيز ، معمولاً نام آن كودك ، حبيب بن مُظاهر گفته مى شود ؛ ولى به هر حال ، اصل ماجرا و نام كودك ، مدرك معتبرى ندارد .
٣٥٦.مُثير الأحزان : زُهَير بن قَين ، پيش آمد و پيش روىِ حسين عليه السلام جنگيد ، در حالى كه مى گفت : من زُهَيرم ، پسر قَين آنان را با شمشير ، از حسين عليه السلام مى رانم .
[١] مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى : ج ٢ ص ٢٠ .[٢] الإقبال : ج ٣ ص ٧٣ .