شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٥
٣٠٩.البدايه و النهاية ـ به نقل از حارث بن كعب و ابو ضحّاك ، از امام زين: حسين عليه السلام و يارانش ، همه شبشان را نماز خواندند و آمرزش خواستند و دعا و گريه و زارى كردند . سواران نگهبان دشمن ، به فرماندهى عَزرَة بن قيس اَحمَسى ، پشت آنها مى چرخيدند. همچنين حسين عليه السلام ، تلاوت مى كرد: «و البته كسانى كه كافر شده اند ، نبايد تصوّر كنند اين كه به ايشان مهلت مى دهيم ، براى آنان نيكوست . ما فقط به ايشان ، مهلت مى دهيم تا بر گناه [ خود] بيفزايند ؛ و [ آن گاه]عذابى خفّت آور خواهند داشت . خداوند ، بر آن نيست كه مؤمنان را به اين [ حالى] كه شما بر آن هستيد، وا گذارد ، تا آن كه پليد را از پاك ، جدا كند ...» [١] تا آخر آيه [٢] . [٣]
١ / ٢١
گفتگوى بُرَير و شِمْر
٣١٠.الفتوح : شمر بن ذى الجوشن ـ كه خداوند ، لعنتش كند ـ ، نيمه شب ، با گروهى از همراهانش به لشكر حسين عليه السلام نزديك شد . حسين عليه السلام ، با صداى بلند ، به تلاوت اين آيه مشغول بود: «و البته كسانى كه كافر شده اند ، نبايد تصوّر كنند اين كه به ايشان مهلت مى دهيم ، براى آنان ، نيكوست ...» ، تا آخر آيه .
[١] سوره آل عمران : آيه ١٧٨ و ١٧٩ .[٢] ادامه آيه چنين است : «... و خداوند ، بر آن نيست كه شما را از غيب ، آگاه سازد ؛ امّا خداوند ، از ميان فرستادگان خويش ، برخى را به خواست خويش برمى گزيند . پس به خدا و فرستادگانش ايمان بياوريد و البته اگر ايمان بياوريد و تقوا پيشه كنيد ، پاداشى بزرگ خواهيد داشت» .[٣] باتَ الحُسَينُ عليه السلام وأصحابُهُ طولَ لَيلِهِم يُصَلّونَ ويَستَغفِرونَ ويَدعونَ ويَتَضَرَّعونَ ، وخُيولُ حَرَسِ عَدُوِّهِم تَدورُ مِن وَرائِهِم ، عَلَيها عَزرَةُ بنُ قَيسٍ الأَحمَسِيُّ ، وَالحُسَينُ عليه السلام يَقرَأُ : «وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ خَيْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ * مَّا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ» ، وتتمّتها : «... وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْـلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَـكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِى مِن رُّسُلِهِ مَن يَشَآءُ فَـ?امِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَإِن تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ» (البداية والنهاية : ج ٨ ص ١٧٧) .