شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤
جهان از آدم عليه السلام تا آن زمان ، بنگارد ؛ [١] كتابى كه همه آنچه را كه گفته اند و امكان وقوع دارد و محال نيست ، در خود جاى دهد ، هر چند دور از ذهن باشد . او اين تفصيل را در بخش مربوط به امام حسين عليه السلام حفظ كرده و از اين رو ، «هر قصّه را كه در كتب معارف مورّخان و محدّثان ديده» [٢] آورده است . او هر چند، گاه به گاه به نقد پاره اى منقولات دست مى يازد ، امّا خود نيز اشتباهات تاريخى دارد و مطالب ضعيف به كتابش راه يافته است . از اين رو، با وجود استفاده اهل منبر و مرثيه از آن ، متفرّدات آن را نمى توان معتبر دانست . شهيد قاضى طباطبايى ، اشتباهات ناسخ التواريخ را فراوان دانسته و محتويات بدون مدرك آن را قابل اعتماد ندانسته است . [٣] شهيد مطهّرى نيز ، هر چند مؤلّف را متديّن خوانده ، امّا تاريخش را چندان معتبر ندانسته است . [٤]
٨ . عنوان الكلام
ملّا محمّدباقر فشاركى (م ١٣١٤ق) ، از فقيهان قرن سيزدهم و چهاردهم اصفهان است . رشته اصلى او فقه بوده ؛ امّا منبر وعظ و خطابه نيز داشته است . او بدون آن كه قصد بيان تاريخ عاشورا را داشته باشد ، در پايان سخنرانى هايش چند جمله اى ذكر مصيبت مى كرد . وى سپس بخشى از اين سخنرانى ها را كه در شرح دعاهاى هر روز ماه مبارك رمضان بود ، به نگارش در آورد و سپس دو عشريه را ـ كه نوشته هاى ويژه مصائب امام حسين عليه السلام و در قالب مجالس دهگانه بود ـ به آن افزود . فشاركى در مقام تاريخ نويسى نبوده و قصدش ذكر مصيبت و گرياندن مردم بوده است . از اين رو، در بسيارى از موارد ، سندى براى گفته هاى خود ارائه نداده و حتّى
[١] لغت نامه دهخدا : ج ٨ ص ١١٨٤٨ (مَدخل «سپهر كاشان») .[٢] ناسخ التواريخ : ج ١ ص ٣٧٨ .[٣] تحقيق در باره اوّل اربعين حضرت سيّد الشهدا عليه السلام : ص ٥٤ و ص ١٧٧ ـ ١٧٨ (پانوشت) .[٤] فلسفه تاريخ : ص ١٤ .