شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٣
٢٥١.تاريخ الطبرى ـ به نقل از عقبة بن ابى عيزار ـ سخن بگويم؟ گفتند: تو سخن بگو. پس زهير ، حمد خدا گفت و ثناى وى را به جا آورد و گفت: «اى پسر پيامبر! خدا تو را قرين هدايت بدارد! گفتار تو را شنيديم . به خدا اگر دنيا براى ما باقى بود و در آن ، جاويد بوديم و يارى و پشتيبانى تو موجب جدايى از دنيا بود ، قيام با تو را بر اقامت در دنيا ترجيح مى داديم. حسين عليه السلام براى وى دعا كرد و در حقّش سخن نيك گفت. [١]
٢٥٢.الملهوف : حسين عليه السلام براى سخنرانى در ميان يارانش برخاست. حمد و سپاس خدا گفت و از جدّش ياد كرد و بر او درود فرستاد و سپس فرمود: «به راستى كه حوادثى بر ما فرود آمده كه مى بينيد . دنيا ، زشت شده و تغيير كرده، خوبى هايش پشت كرده و از ميان رفته است و از آن ، جز اندكى مانند قطره آبى در ته ظرف ، و مَعاشى ناچيز چون چراگاه كم مايه ، باقى نمانده است . مگر نمى بينيد كه بر پايه حق ، رفتار نمى شود و از باطل ، دورى نمى گردد ؟ بايد كه مؤمن به ملاقات پروردگارش راغب باشد! به راستى كه من ، مرگ را جز خوش بختى و زندگى با ستمگران را جز رنج و خسارت نمى بينم» . زُهَير بن قَين برخاست و گفت: سخنت را شنيديم . خداوند ، ما را به واسطه شما هدايت كرد! اگر دنيا براى ما باقى بود و ما در آن ، جاودانه مى بوديم ، همراهى با تو را
[١] قامَ حُسَينٌ عليه السلام بِذي حُسُمٍ ، فَحَمِدَ اللّه َ وأثنى عَلَيهِ ثُمَّ قالَ : إنَّهُ قَد نَزَلَ مِنَ الأَمرِ ما قَد تَرَونَ ، وإنَّ الدُّنيا قَد تَغَيَّرَت وتَنَكَّرَت ، وأدبَرَ مَعروفُها وَاستَمَرَّت جِدّا ، فَلَم يَبقَ مِنها إلّا صُبابةٌ كَصُبابَةِ الإِناءِ ، وخَسيسُ عَيشٍ كَالمَرعى الوَبيلِ . ألا تَرَونَ أنَّ الحَقَّ لا يُعمَلُ بِهِ ، وأنَّ الباطِلَ لا يُتَناهى عَنهُ ! لِيَرغَبِ المُؤمِنُ في لِقاءِ اللّه ِ مُحِقّا ؛ فَإِنّي لا أرى المَوتَ إلّا شَهادَةً ، ولا الحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إلّا بَرَما . قالَ : فَقامَ زُهَيرُ بنُ القَينِ البَجَلِيُّ فَقالَ لِأَصحابِهِ : تَكَلَّمونَ أم أتَكَلَّمُ ؟ قالوا : لا ، بل تَكَلَّم ، فَحَمِدَ اللّه َ فَأَثنى عَلَيهِ ثُمَّ قالَ : قَد سَمِعنا ـ هَداكَ اللّه ُ يَابنَ رَسولِ اللّه ِ ـ مَقالَتَكَ ، وَاللّه ِ لَو كانَتِ الدُّنيا لَنا باقِيَةً وكُنّا فيها مُخَلَّدينَ ، إلّا أنَّ فِراقَها في نَصرِكَ ومُواساتِكَ ، لَاثَرنَا الخُروجَ مَعَكَ عَلَى الإِقامَةِ فيها . قالَ : فَدَعا لَهُ الحُسَينُ عليه السلام ثُمَّ قالَ لَهُ خَيرا (تاريخ الطبري : ج ٥ ص ٤٠٣ ؛ مثير الأحزان : ص ٤٤) .