شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٩
به مكّه و خروج از مكّه در موسم حج ، گفته است : از خبرهاى گذشته ، برايت روشن شد كه امام حسين عليه السلام از ترس كشته شدن ، از مدينه به مكّه گريخت و همين طور ، پس از آن كه دريافت آنها مى خواهند غافلگيرانه او را بكُشند ، از مكّه هم رفت تا جايى كه برايش فراهم نشد كه حجّش را به پايان ببرد . پس او ـ كه جان من و پدر و مادر و فرزندانم ، فداى او باد! ـ از احرام ، خارج شد و نگران و چشم انتظار ، از مكّه بيرون رفت . آنان ـ كه خدا لعنتشان كند! ـ همه مناطق را بر او تنگ كردند و جايى براى گريز او نگذاشتند . در كتاب هاى معتبرى ديدم كه يزيد ، عمرو بن سعيد بن عاص را با سپاهى عظيم ، راهى كرد و او را مسئول حج قرار داد و امير حج گزاران كرد ، در حالى كه به او سفارش كرده بود كه امام حسين عليه السلام را پنهانى دستگير كند و اگر نشد ، ترور كند . عمرو بن سعيد ، سى تن از اُمَويان شيطانْ صفت را در لا به لاى حج گزاران فرستاد و دستور داد كه در هر حال و وضعيتى كه ممكن شد ، امام حسين عليه السلام را بكشند ؛ ولى امام عليه السلام زمانى كه متوجّه ماجرا شد ، از احرام حج ، بيرون آمد و عمره تمتّع را به عمره مفرده تبديل كرد . [١] ولى اين سخن ، قابل قبول نيست ؛ زيرا : اوّلاً ، روايت معاوية بن عمّار و نيز روايت ابراهيم بن عُمَير يمانى ـ كه از نظر سند ، معتبرند ـ ، به روشنى دلالت دارند كه عمره امام حسين عليه السلام ، عمره مفرده بوده ، نه عمره تمتّع . بنا بر اين ، امام عليه السلام هنگام خروج از مكّه ، اساسا مُحرِم نبوده و از اين جهت ، مشكلى نداشته است . متن روايت معاوية بن عمّار ، اين است كه وى از امام صادق عليه السلام پرسيد : تفاوت كسى كه عمره تمتّع انجام مى دهد ، با عمره گزار مفرده چيست؟ ايشان فرمود : إنَّ المُتَمَتِّعَ مُرتَبِطٌ بِالحَجِّ ، وَ المُعتَمِرُ إذا فَرَغَ مِنها ذَهَبَ حَيثُ شاءَ ، و قَدِ اعتَمَرَ
[١] در الإرشاد آمده است : حسين عليه السلام چون خواست به سوى عراق برود ، طواف كعبه و سعى بين صفا و مروه را انجام داد و از احرام ، با تقصير بيرون آمد و آن را عمره قرار داد ؛ چرا كه نمى توانست حج را به پايان برساند (ر.ك: الإرشاد : ج ٢ ص ٦٧ ، مثير الأحزان : ص ٣٨) .[٢] بحار الأنوار : ج ٤٥ ص ٩٩.[٣] الكافى : ج ٤ ص ٥٣٥ ح ٤ ، تهذيب الأحكام : ج ٥ ص ٤٣٧ ح ١٥١٩ .[٤] ر.ك : تهذيب الأحكام : ج ١٢ ص ٣٤٩ ، تقريرات الحج ، گلپايگانى : ج ١ ص ٥٨ .[٥] مستمسك العروة الوثقى : ج ١١ ص ١٩٢ .