شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٧
١٨١.تاريخ اليعقوبى : مسلم با [نيروهاى] عبيد اللّه نبرد كرد . سپس او را دستگير كردند و عبيد اللّه ، او را كشت و جنازه اش را در بازار كشاندند. [همچنين] عبيد اللّه ، هانى بن عروه را كشت ؛ چون مسلم در خانه او سكونت داشت و مسلم را يارى كرده بود. [١]
١٨٢.الفتوح : آن گاه عبيد اللّه بن زياد، دستور داد هانى بن عروه را بيرون ببرند و به مسلم بن عقيل ، ملحق سازند [و بكشند]. ... هانى دانست كه كشته مى شود . از اين رو ، فرياد مى زد: «اى مَذحِج، اى قبيله من ! [كمك !]» . آن گاه دستانش را از طناب ، در آورد و گفت: چيزى نيست كه از خودم دفاع كنم؟ او را زدند و دستانش را محكم بستند و به وى گفتند: گردنت را دراز كن. هانى گفت: نه، به خدا سوگند! من شما را بر كشتن خودم ، يارى نمى كنم. يكى از غلامانِ عبيد اللّه به نام رشيد ، جلو آمد و او را با شمشير زد ؛ ولى اثر نكرد . هانى گفت: بازگشت ، به سوى خداست . بار خدايا ! به سوى رحمت و رضوان تو [مى آيم] . خدايا ! اين روز را كفّاره گناهانم قرار ده . به راستى كه من براى پسر دختر پيامبرت محمّد ، تعصّب به خرج دادم. رشيد پيش آمد و ضربه اى ديگر زد و او را كشت. آن گاه عبيد اللّه بن زياد دستور داد مسلم بن عقيل و هانى بن عروه ـ كه خداوند ، آن دو را رحمت كند ـ را وارونه به دار آويزند و تصميم داشت سر آن دو را براى يزيد بن معاويه بفرستد. [٢]
[١] فَقاتَلَ [مُسلِمٌ] عُبَيدَ اللّه ِ ، فَأَخَذوهُ ، فَقَتَلَهُ عُبَيدُ اللّه ِ ، وجَرَّ بِرِجلِهِ فِي السّوقِ ، وقَتَلَ هانِئَ بنَ عُروَةَ ، لِنُزولِ مُسلِمٍ مَنزِلَهُ ، وإعانَتِهِ إيّاهُ (تاريخ اليعقوبى : ج ٢ ص ٢٤٣) .[٢] ثُمَّ أمَرَ عُبَيدُ اللّه ِ بنُ زِيادٍ بِهانِئِ بنِ عُروَةَ أن يُخرَجَ فَيُلحَقَ بِمُسلِمِ بنِ عَقيلٍ ... قالَ : وعَلِمَ أنَّهُ مَقتولٌ فَجَعَلَ يَقولُ : وامَذحِجاه ، واعَشيرَتاه ، ثُمَّ أخرَجَ يَدَهُ مِنَ الكِتافِ ، وقالَ : أما مِن شَيءٍ فَأَدفَعُ بِهِ عَن نَفسي ؟! قالَ : فَصَكّوهُ ثُمَّ أوثَقوهُ كِتافا ، فَقالوا : اُمدُد عُنُقَكَ ، فَقالَ : لا وَاللّه ِ ، ما كُنتُ الَّذي اُعينُكُم عَلى نَفسي ! فَتَقَدَّمَ إلَيهِ غُلامٌ لِعُبَيدِ اللّه ِ بنِ زِيادٍ ـ يُقالُ لَهُ رَشيدٌ ـ فَضَرَبَهُ بِالسَّيفِ فَلَم يَصنَع شَيئا . فَقالَ هانِئٌ : إلَى اللّه ِ المَعادُ ، اللّهُمَّ إلى رَحمَتِكَ ورِضوانِكَ ، اللّهُمَّ اجعَل هذَا اليَومَ كَفّارَةً لِذُنوبي ، فَإِنّي إنَّما تَعَصَّبتُ لاِبنِ بِنتِ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله . فَتَقَدَّمَ رَشيدٌ وضَرَبَهُ ضَربَةً اُخرى فَقَتَلَهُ ، ثُمَّ أمَرَ عُبَيدُ اللّه ِ بنُ زِيادٍ بِمُسلِمِ بنِ عَقيلٍ وهانِئِ بنِ عُروَةَ رَحِمَهُمَا اللّه ُ ، فَصُلِبا جَميعا مُنَكَّسَينَ ، وعَزَمَ أن يُوَجِّهَ بِرَأسَيهِما إلى يَزيدَ بنِ مُعاوِيَةَ (الفتوح : ج ٥ ص ٦١) .