شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٢
١٤٦.تاريخ الطبرى ـ به نقل از عيسى بن يزيد ـ راه را باز كن تا پراكنده شوند. [١]
١٤٧.الكامل فى التاريخ : در ميان كسانى كه با مسلم جنگيدند ، محمّد بن اشعث، شَبَث بن رِبعى تميمى و قَعقاع بن شَور ، حضور داشتند. شَبَث، يكسره مى گفت: بگذاريد شب شود . مردم ، پراكنده مى شوند. قَعقاع به وى گفت: تو راه فرار را بر آنان بسته اى. راه را بگشا تا پراكنده شوند. [٢]
٤ / ١٩
نقشه ابن زياد براى پراكنده كردن مردم از اطراف مسلم
١٤٨.الكامل فى التاريخ : بزرگان كوفه از طرف درى كه رو به روى خانه رومى ها بود، نزد ابن زياد مى رفتند . در اين حال ، مردم به ابن زياد و پدرش دشنام مى دادند. ابن زياد، كثير بن شهاب حارثى را خواست و به وى دستور داد به همراه فرمانبرانش از قبيله مَذحِج حركت كند و [ در كوفه] بگردد و مردم را از اطراف پسر عقيل ، پراكنده سازد و آنان را بترساند . او به محمّد بن اشعث نيز دستور داد به همراه فرمانبرانش از قبيله كِنده و حَضْرَموت بيرون رود و پرچم امان را براى كسانى كه به سمت او مى آيند ، برافرازد و همين دستور را به قَعقاع بن شَور ذُهْلى، شَبَث بن رِبْعى تميمى، حَجّار بن اَبجَر عِجلى و شمر بن ذى الجوشن ضِبابى داد و ساير سران را به خاطر اُنس گرفتن با آنان و نيز به
[١] إنَّ المُختارَ بنَ أبي عُبَيدٍ ، وعَبدَ اللّه ِ بنَ الحارِثِ بنِ نَوفَلٍ ، كانا خَرَجا مَعَ مُسلِمٍ ، خَرَجَ المُختارُ بِرايَةٍ خَضراءَ ، وخَرَجَ عَبدُ اللّه ِ بِرايَةٍ حَمراءَ ، وعَلَيهِ ثِيابٌ حُمرٌ ، وجاءَ المُختارُ بِرايَتِهِ فَرَكَزَها عَلى بابِ عَمرِو بنِ حُرَيثٍ ، وقالَ : إنَّما خَرَجتُ لِأَمنَعَ عَمرا . وإنَّ ابنَ الأَشعَثِ وَالقَعقاعَ بنَ شَورٍ وشَبَثَ بنَ رِبعِيٍّ ، قاتَلوا مُسلِما وأصحابَهُ ـ عَشِيَّةَ سارَ مُسلِمٌ إلى قَصرِ ابنِ زِيادٍ ـ قِتالاً شَديدا ، وإنَّ شَبَثا جَعَلَ يَقولُ : اِنتَظِروا بِهِمُ اللَّيلَ يَتَفَرَّقوا ، فَقالَ لَهُ القَعقاعُ : إنَّكَ قَد سَدَدتَ عَلَى النّاسِ وَجهَ مَصيرِهِم ، فَاخرُج لَهُم يَنسَرِبوا (تاريخ الطبرى : ج ٥ ص ٣٨١) .[٢] كانَ فيمَن قاتَلَ مُسلِما مُحَمَّدُ بنُ الأَشعَثِ ، وشَبَثُ بنُ رِبعِيٍّ التَّميمِيُّ ، وَالقَعقاعُ بنُ شَورٍ ، وجَعَلَ شَبَثٌ يَقولُ : اِنتَظِروا بِهِمُ اللَّيلَ يَتَفَرَّقوا ، فَقالَ لَهُ القَعقاعُ : إنَّكَ قَد سَدَدتَ عَلَيهِم وَجهَ مَهرَبِهِم ، فَافرِج لَهُم يَتَفَرَّقوا (الكامل فى التاريخ : ج ٢ ص ٥٤٥) .