شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٦
٤٣.الإرشاد: فرمود: «بدترينِ مردمان» . گفت: پس از كشته شدن ما، كسى ما را زيارت مى كند؟ فرمود: «آرى ؛ گروهى از امّتم ، كه شما را به قصد نيكى و پيوند با من زيارت مى كنند . چون روز قيامت شود، در ايستگاه حسابرسى ، نزدشان مى آيم و بازوهايشان را مى گيرم و از هراس ها و سختى هاى آن ، نجاتشان مى دهم» . [١]
٤٤.الأمالى ، طوسى ـ به نقل از جابر ، از امام باقر عليه السلام ، از: پيامبر صلى الله عليه و آله به ديدار ما آمد. اُمّ ايمن ، شير و سرشير و خرما برايمان هديه آورده بود . آن را براى پيامبر صلى الله عليه و آله برديم و او از آن خورد و سپس به گوشه خانه رفت و چند ركعت نماز خواند و در آخرين سجده اش به شدّت گريست . هيچ يك از ما به احترام او ، چيزى نپرسيديم ؛ امّا حسين در دامانش نشست و به او گفت: اى پدر! به خانه ما آمدى و از چيزى به اندازه آمدنت به خانه ما، خوش حال نشديم . سپس چنان گريه اى كردى كه ما را اندوهگين ساخت . چرا گريه كردى؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «پسركم! جبرئيل، هم اكنون نزد من آمد و به من خبر داد كه شما كشته مى شويد و قتلگاه هاى شما پراكنده است» . حسين گفت: پدر عزيزم! با اين پراكندگى، پاداش زائر ما چيست؟ فرمود: «پسركم! آنان گروه هايى از امّت من هستند كه شما را زيارت مى كنند و به اين وسيله، بركت مى جويند و من بر خود ، لازم مى دانم كه روز قيامت، نزد آنان بيايم
[١] إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله كانَ ذاتَ يَومٍ جالِسا وحَولَهُ عَلِيٌّ وفاطِمَةُ وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ عليهم السلام ، فَقالَ لَهُم : كَيفَ بِكُم إذا كُنتُم صَرعى وقُبورُكُم شَتّى ؟ فَقالَ لَهُ الحُسَينُ عليه السلام : أنَموتُ مَوتا أو نُقتَلُ ؟ فَقالَ : بَل تُقتَلُ يا بُنَيَّ ظُلما ، ويُقتَلُ أخوكَ ظُلما ، وتُشَرَّدُ ذَرارِيُّكُم فِي الأَرضِ . فَقالَ الحُسَين عليه السلام : ومَن يَقتُلُنا يا رَسولَ اللّه ِ ؟ قالَ : شِرارُ النّاسِ ، قالَ : فَهَل يَزُورُنا بَعدَ قَتلنا أحَدٌ ؟ قالَ : نَعَم ، طائِفَةٌ مِن اُمَّتي يُريدون بِزِيارَتِكُم بِرّي وصِلَتي ، فَإِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ جِئتُهُم إلَى المَوقِفِ حَتّى آخذَ بِأَعضادِهِم فَاُخَلِّصُهُم مِن أهوالِهِ وشَدائِدِهِ (الإرشاد : ج ٢ ص ١٣١ ، كشف الغمّة : ج ٢ ص ٢٢٠) .