شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٥
٤٢.كفاية الأثر ـ به نقل از عبد اللّه بن عبّاس ـ: بر پيامبر صلى الله عليه و آله در آمدم و حسن عليه السلام بر گردن و حسين عليه السلام بر روى ران ايشان بود . پيامبر صلى الله عليه و آله صورت و دهان آن دو را مى بوسيد و مى فرمود: «خدايا! دوستدار اين دو را دوست بدار و دشمن آنان را دشمن بدار» . سپس فرمود: «اى ابن عبّاس! گويى مى بينم كه موى سپيد مَحاسنش از خونش خضاب شده و دعوت مى كند ؛ امّا پاسخى نمى يابد ، و يارى مى طلبد ؛ امّا يارى نمى شود» . گفتم: اى پيامبر خدا! چه كسانى اين كارها را مى كنند؟ فرمود: «بَدان امّتم! آنان را چه مى شود؟ خدا ، شفاعتم را شامل ايشان نكند!» . [١]
٢ / ١٤
پيشگويى پيامبر صلى الله عليه و آله درباره مزار او و زائرانش
٤٣.الإرشاد: پيامبر صلى الله عليه و آله روزى نشسته بود و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام گِردش را گرفته بودند. پيامبر صلى الله عليه و آله به آنان فرمود: «شما در چه حالى خواهيد بود، هنگامى كه بر خاك بيفتيد و مرقدهايتان پراكنده شود؟» . حسين عليه السلام به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: ما به مرگ طبيعى مى ميريم ، يا كشته مى شويم؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «پسركم! تو به ستم ، كشته مى شوى و برادرت نيز به ستم ، كشته مى شود و فرزندانتان در زمين ، رانده و پراكنده مى شوند» . حسين عليه السلام گفت: چه كسى ما را مى كشد، اى پيامبر خدا؟
[١] دَخَلتُ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وَالحَسَنُ عليه السلام عَلى عاتِقِهِ ، وَالحُسَينُ عليه السلام عَلى فَخِذِهِ ، يَلثِمُهُما ويُقَبِّلُهُما ، ويَقولُ : اللّهُمَّ والِ مَن والاهُما ، وعادِ مَن عاداهُما ، ثُمَّ قالَ : يَابنَ عَبّاسٍ ، كَأَنّي بِهِ وقَد خُضِبَت شَيبَتُهُ مِن دَمِهِ ، يَدعو فَلا يُجابُ ، ويَستَنصِرُ فَلا يُنصَرُ . قُلتُ : مَن يَفعَلُ ذلِكَ يا رَسولَ اللّه ِ ؟ قالَ : شِرارُ اُمَّتي ، ما لَهُم ؟ لا أنالَهُمُ اللّه ُ شَفاعَتي ! (كفاية الأثر : ص ١٦) .