شهادت نامه امام حسين عليه السّلام - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٣٦
٨٦١.الإقبال ـ به نقل از ابو منصور بن عبد المُنعم بن نُعمان بغ نمى شوم ، و اگر سلاح نداشتم تا با آنان بجنگم ، به آنان سنگ پرتاب مى كنم و از تو جدا نمى شوم تا با تو بميرم . تو ، نخستين كسى بودى كه جان خود را تقديم كرد و نخستين شهيدى بودى كه به ديدار خدا رسيد و پيمانه عمرش به پايان رسيد . سوگند به خداى كعبه ، رستگار شدى ! خداوند ، قرار گرفتن تو پيش روىِ امامت و از خود گذشتگى ات را براى او سپاس نهاد ، آن گاه كه حسين عليه السلام به سوى تو ـ كه بر زمين افتاده بودى ـ ، آمد و فرمود : «خدايت رحمت كند ، اى مسلم بن عوسجه !» و تلاوت كرد : « برخى از آنان ، پيمانه عمرشان را به سر رساندند و برخى ، به انتظار [ شهادت] نشسته ، [ پيمان خود را] هرگز تغيير ندادند» [١] . خداوند ، همدستان در قتل تو : عبد اللّه ضَبابى و عبد اللّه بن خُشكاره بَجَلى را لعنت كند ! سلام بر سعد بن عبد اللّه حَنَفى كه حسين عليه السلام به او اجازه بازگشت داد ؛ امّا او گفت : نه ! به خدا سوگند ، ما تو را رها نمى كنيم تا خداوند بداند كه ما در غياب پيامبر [٢]
[١] سوره احزاب : آيه ٢٣ .[٢] سِلاحٌ اُقاتِلُهُم بِهِ لَقَذَفتُهُم بِالحِجارَةِ ، ولَم اُفارِقكَ حَتّى أموتَ مَعَكَ» . وكُنتَ أوَّلَ مَن شَرى نَفسَهُ ، وأوَّلَ شَهيدٍ شَهِدَ اللّه َ وقَضى نَحبَهُ ، فَفُزتَ بِرَبِّ الكَعبَةِ ، شَكَرَ اللّه ُ استِقدامَكَ ومُواساتَكَ إمامَكَ ، إذ مَشى إلَيكَ وأنتَ صَريعٌ ، فَقالَ : «يَرحَمُكَ اللّه ُ يا مُسلِمَ بنَ عَوسَجَةَ» ، وقَرَأَ : «فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُواْ تَبْدِيلاً» ، لَعَنَ اللّه ُ المُشتَرِكينَ في قَتلِكَ : عَبدَ اللّه ِ الضِّبابِيَّ ، وعَبدَ اللّه ِ بنَ خُشكارَةَ البَجَلِيَّ . السَّلامُ عَلى سَعدِ بنِ عَبدِ اللّه ِ الحَنَفِيِّ ، القائِلِ لِلحُسَينِ وقَد أذِنَ لَهُ فِي الاِنصِرافِ : «لا وَاللّه ِ لا نُخَلّيكَ حَتّى يَعلَمَ اللّه ُ أنّا قَد حَفِظنا غَيبَةَ رَسولِ