دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٩ - ٣/ ٦ ٢ صدقههاى على
غير خويشاوندان، در دوران صلح و يا جنگ، وقف كرد تا ذخيرهاى باشد براى روزى كه در آن، چهرههايى درخشان و چهرههايى سياه مىگردند، بلكه خداوند، مرا از آتش، و آتش را از من باز دارد».
٤٦٠٦. الكامل، مبرّد به نقل از ابو نيزر: منمسئوليت دو مزرعه را داشتم (چشمه ابو نيزر و بُغيبغه) كه امير مؤمنان، على بن ابى طالب نزد من آمد و فرمود: «غذايى دارى؟».
گفتم: غذايى دارم كه آن را شايسته امير مؤمنان نمىدانم. كدويى از كدوهاى مزرعه است كه با روغن غير مطبوع، سرخ كردهام.
فرمود: «برايم بياور».
آنگاه، كنار نهر رفت و دستش را شست و سپس قدرى از آن غذا خورد و بعد، بر سر نهر برگشت و با ماسه، دستهايش را شُست تا آن كه دستهايش تميز گشت و سپس، دو كفه دستش را كنار هم جمع كرد و از آب نهر، مقدارى برداشت و نوشيد و آنگاه فرمود: «اى ابو نيزر! دستها پاكيزهترينِ ظرفها هستند» و رطوبت دستهايش را روى شكمش كشيد و فرمود: «هر كس شكمش او را وارد آتش كند، خداوند، او را از رحمتش دور سازد!».
آنگاه كلنگ را برداشت و داخل چشمه شد و شروع به كلنگزدن كرد. آبى بيرون نيامد. از چشمه بيرون آمد، در حالى كه عَرَق از پيشانىاش جارى بود. عرق را از پيشانىاش پاك كرد و بار ديگر، كلنگ را برداشت و داخل چشمه شد و شروع به كلنگ زدن كرد و داشت نفس نفس مىزد كه ناگاه، آب، مانند جوشش خون از گردن شتر نحر شده، جوشيدن گرفت.
با سرعت از چشمه بيرون آمد و فرمود: «خداوند را گواه مىگيرم كه اين، وقف است. كاغذ و دوات برايم بياوريد. بهسرعت آنها را برايش آوردمو وى، چنين نوشت:
«به نام خداوند بخشنده مهربان. اين، آن چيزى است كه بنده خدا على، امير مؤمنان، وقف كرد. دو مزرعه معروف به چشمه ابو نيزر و بُغيبغه را بر تهىدستان مدينه و در راهماندگان، وقف كرد تا در روز قيامت به سبب آن، خداوند، چهرهاش را از آتش،