دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٦ - درآمد
الكتاب) و علم امام ٧ (علم الكتاب) دقت كنيم تا تفاوت آن دو را دريابيم. در اين صورت، كلمات، واژهها، برگها و قلمها هر چند توانمند باشند چگونه ياراى بيان دانش امام على ٧ را دارند؟ يا حتّى چگونه مىتواند به ابعاد آن، اشارهاى كنند؟
دانش امام ٧ چنان گسترهاى دارد كه اگر پرتوى از آن، چهره بنمايد، خردها را مبهوت و حيران مىسازد و جانها را واله مىگرداند و لرزه بر اندامها مىافكند. امام، خود، آن را چنين توصيف مىكند: «در دانشى فرو رفتهام كه از شما پنهان است و اگر آنها را آشكار كنم، لرزان و پريشان مىشويد، آن چنان كه ريسمانى در ژرفاى چاهى عميق مىلرزد».
بيش از چهارده قرن پيش، پرتوهايى از دانش آن سرچشمه معرفت و گنجينه علم، تابيدن گرفت كه در واقع، پاسخى به نيازهاى آن زمان و مناسبتهاى پيش آمده بود و نه درصدد بيان كامل حقايق، و همان، روزنههايى از علم به آغاز آفرينش و پيدايش هستى و خلقت فرشتگان و آسمانها و زمينها و حيوانات را باز كرد و افقهاى قابل توجّهى را درباره جامعه، روانشناسى، تاريخ و ادبيات گشود و حتّى اشارههايى به فيزيك و زمينشناسى داشت كه هنوز هم به رغم پيشرفت و گسترش دانش، همچنان نو و تازه به شمار مىآيند.
كسى كه تنها اندكى از بقاياى دانشش و گوشهاى از معرفتش اين باشد، چگونه مىتوان به همه ابعاد دانش او آگاهى يافت؟
آيا اصولًا مىتوان به همه جنبههاى دانش و زواياى علم كسى وقوف كامل پيدا كرد كه با قامتى استوار و ثابت مىايستد و با صلابت و استوارى تمام، بانگ مىزند: «سلونى قبل أن تفقدونى؛ پيش از آنكه مرا از دست بدهيد، از من بپرسيد» و هرگز هم از هيچ پاسخى درنماند؟ تاريخ، همانند اين پديده را به خود نديده است و انسان، در درازاى تاريخ گذشته و حال خود، چنين گفتهاى را از كسى سراغ ندارد.