دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٧ - ٣/ ٣ ١٥ گوناگون
با من چه خواهى كرد؟ با من آن گونه كه تو شايسته آنى، رفتار كن و نه آنسان كه من شايسته آنم"».
٤٤٩٤. المزار الكبير به نقل از ابو الحسن على بن ميثم: ميثم برايم روايت كرد كه شبى از شبها مولايم امير مؤمنان على بن ابى طالب، مرا به صحرا بُرد. وقتى از كوفه خارج شد و به مسجد جُعفى رسيد، رو به قبله كرد و چهار ركعت، نماز گزارد. هنگامى كه سلام نماز را داد و تسبيح گفت، دو دستش را گشود و گفت:
«خداى من! چگونه تو را بخوانم، حالْ آن كه نافرمانىات كردهام؟ و چگونه تو را نخوانم، كه تو را مىشناسم و دوستى تو در دلم جاى گرفته است؟! دستى را به سويت دراز مىكنم كه انباشته از گناه است و با چشمى به سويت مىنگرم كه به اميد، دوخته شده است.
خداى من! تو صاحب بخششى و من، اسير اشتباهاتم. از كَرَمِ بزرگان، مدارا با اسيران است و من، اسير جُرم خويش و در گرو اعمالم هستم.
خداى من! آن كس كه تو راهنمايش نيستى، چهقدر راه برايش تنگ است! و آن كس كه تو همدمش نيستى، چهقدر راهها برايش ترسناك است!
خداى من! اگر مرا بر گناهانم مطالبه كنى، من تو را به گذشتت مؤاخذه مىكنم، و اگر به [صفات زشتِ] درونم مرا مطالبه كنى، من به كَرَمت تو را مؤاخذه خواهم كرد. اگر مرا به بدىام بجويى، من به خوبىات تو را مىجويم، و اگر مرا با دشمنانت در آتشْ گرد آورى، به آنان خواهم گفت كه من دوستدار تو بودم و گواهى مىدادم كه خدايى جز خداى يگانه نيست.
خداى من! اين، شادمانى من در حالت ترس [از كيفر تو] است. شادمانى من در حالت امان يافتن [از كيفر] چگونه خواهد بود؟!
خداى من! اطاعت، مسرورت مىكند و نافرمانى زيانت نمىرساند. آنچه را كه مسرورت مىكند، به من ببخش و بر آنچه كه زيانت نمىرساند، گذشت كن، و بر من ببخش كه تو توبهپذيرِ مهربانى.