دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٥ - ٣/ ٣ ١٥ گوناگون
گشته است. با آن، آنچه شأن تو را مىزيبند، انجام دادى و مرا مشمول گذشتت ساختى.
٤٤٩٣. امام صادق ٧: مردى پيش امير مؤمنان آمد و گفت: اى امير مؤمنان! مالى را به ارث بُردم و چيزى از آن را در راه فرمانبرى خداى عز و جل انفاق نكردم. آنگاه از آن مال، مالى ديگر به دست آوردم و از آن هم درهمى در راه اطاعت خداى عز و جل خرج نكردم. اكنون دعايى كه جبرانكننده گذشته و مايه آمرزش من باشد، يا عملى كه آن را به كار بندم، به من بياموزيد.
فرمود: «بگو».
گفت: چه بگويم، اى امير مؤمنان؟
فرمود: «آنچه من مىگويم، بگو:
" اى نور من در هر تاريكى! اى مونس من در هر وحشت! اى اميد من در هر گرفتارى! اى تكيهگاه من در هر سختى! و اى راهنماى من در هر گمراهى! تو راهنماى منى، آنجا كه راهنمايىِ راهنمايان، بُريده شود؛ چرا كه راهنمايى تو قطع نمىگردد، و هر كس كه تو هدايتش كنى، گمراه نمىشود.
به من نعمت دادى و گسترده ساختى، روزى دادى و فراوان گردانيدى، غذايم دادى و نيكو غذايم دادى و به من بخشيدى و فراوان بخشيدى، بىآن كه من به خاطر كارم مستحقّ آن باشم؛ بلكه به خاطر كَرَم و جودت، خود، آغاز به دادن كردى و با بخشش بر نافرمانىات توان يافتم، و با روزى تو، بر به خشم آوردنت توانمند گشتم، و من، عمرم را در چيزى كه دوست نداشتى، به پايان بردم.
جسارت من بر تو و انجام دادن آنچه مرا از آن، نهى كردى و داخل شدنم در آنچه كه بر من حرام گردانيدى، تو را از اين كه بار ديگر فضلت را شاملم سازى، باز نمىدارد و بردبارى تو بر من و فضل دوباره تو بر من، مرا از اين كه دوباره تو را نافرمانى كنم، باز نمىدارد.
تو همواره به فضل، رو مىكنى و من همواره به گناه، روى مىآورم. اى كريمترين كسى كه در برابرش به گناه، اقرار مىشود و عزيزترين كسى كه به خوارى در برابرش خُضوع مىشود! به خاطر كَرَم تو به گناهم اقرار كردم، و به خاطر عزّت تو، به خوارى خُضوع كردم پس تو با اين كرم و با اقرار من به گناه و عزتمندى تو و خضوع ذليلانه من،