دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩١ - مناجات شعبانيه
از تو، به [حقّ] آفرينشت كه آن را از كبريايىات مشتق كردى و به [حقّ] كبريايىات كه آن را از عزّتت برآوردى، درخواست مىكنم، و از تو به [حقّ] عزّتت كه با آن برعرشت استقرار يافتى و به وسيله آن، همه آفريدههايت را آفريدهاى و آنان به [خدايى] تو معترفاند، درخواست مىكنم كه بر محمّد و اهل بيتش درود فرستى».
[عدى] گفت: آنگاه چيزى گفت كه از من پوشيده مانْد و سپس به من توجّه كرد و فرمود: «اى عدى! آيا شنيدى؟».
گفتم: آرى.
فرمود: «حفظ كردى؟».
گفتم: آرى.
فرمود: «واى بر تو! حفظ كن و بيان كن. سوگند به آن كه دانه را شكافت و كعبه را بر نهاد و جانداران را آفريد، اين [دعا] در نزد هيچ يك از اهل زمين نيست، و هيچ غمگينى اين دعا را نمىخوانَد، مگر آن كه خدا غمش را برطرف مىسازد».
ى ماه شعبان
مناجات شعبانيّه
٤٤٢١. الإقبال به نقل از ابن خالويِه: اين، مناجات اميرمؤمنان على بن ابى طالب و امامان از نسل ايشان است كه در هر ماه شعبان آن را مىخواندند:
«بار خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست و هرگاه دعايت مىكنم، دعايم را بشنو و هرگاه صدايت مىزنم، بهصدايم گوش فرا ده و هرگاهبا تو مناجات مىكنم، به من توجّه كن كه من به سوى تو گريختهام و ذليلانه، در پيشگاهت ايستادهام و به سوى تو زارى مىكنم. به آنچه نزد توست، اميد دارم. مرا مىبينى و آنچه را در دلم هست، مىدانى و از حاجتم خبردارى و از درونم آگاهى و پايان كار و جايگاهم بر تو پنهان نيست و يا آنچه كه مىخواهم به زبانم بيان كنم و يا درخواستى كه مىخواهم در بارهاش سخن بگويم و براى عاقبتم به آن اميد دارم.
مقدّراتت بر من و در آنچه كه در ظاهر و باطنم تا آخر عمرم از من سر مىزند، جارى است، اى آقاى من! و فزونى و كاهش و سود و زيان من به دست توست، و نه به دست ديگرى.
خداى من! اگر مرا محروم كنى، چه كسى مرا روزى خواهد داد؟ و اگر تنهايم گذارى، چه كسى يارىام خواهد كرد؟