دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩١ - ٤/ ١ ٤ استدلال امام به برادرى بين خود و پيامبر
موسى، هارون را به برادرى برگزيد، و فرزندان او را به فرزندى بگير كه من، آنان را چون فرزندان هارون، پاك ساختم، جز آن كه پيامبرى را با تو به پايان رساندم. بنابراين، پيامبرى پس از تو نيست، و آنان، امامان هدايتاند.
ر. ك: ج ٢ ص ٧ (احاديث وراثت).
ج ٨ ص ٦١ (او از من است و من از اويم).
و ص ٧٧ (پردازنده بدهى من).
و ص ١٠٩ (وزير من) و ص ١١٩ (وصىّ من) و ص ١٢٣ (منتخب من).
و ص ١٨٧ (پرچمدار من) و ص ٢٠٧ (رفيق من در بهشت).
٤/٤-١
استدلال امام به برادرى بين خود و پيامبر
٤٦٣٣. الاستيعاب به نقل از ابو طُفَيل: هنگامى كه عمر به حالت احتضار درآمد، سرنوشت خلافت را به شورايى متشكل از على، عثمان، طلحه، زبير، عبدالرحمان بن عوف و سعد [بن ابى وقاص] سپرد.
على ٧ به آنان فرمود: «شما را به خدا، آيا در بين شما كسى جز من هست كه پيامبر خدا، در روزى كه بين مسلمانان پيمان برادرى بست، بين او و خودش پيمان برادرى بسته باشد؟».
گفتند: خير.
٤٦٣٤. امام على ٧: من، بنده خدا، برادر پيامبر خدا و صِدّيق اكبرم و جز دروغگو، پس از من چنين ادّعايى نخواهد داشت.
٤٦٣٥. امام على ٧: من بنده خدا و برادر پيامبر خدا هستم و اين ادّعا را پيش از من و پس از