دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠١ - ٣/ ٥ ٢ غذاى على
هنگامى كه على ٧ از كار خويش بياسود و با عامل به خانه برگشت، قرصى از خشكار و اندكى سويق نزدشان آوردند كه بين آن دو تقسيم شد. على ٧ به كارگزار فرمود: «بخور» وخود به خوردن پرداخت.
كارگزار گفت: من گوشت شتر و تريد را به طمع چيزى بهتر گذاشتهام!
على ٧ فرمود: «مگر نمىدانى كه هر كس كارهاى مردم را به دست گيرد، شايسته نيست كه چيزى بهتر از خوردنى آنان بخورد؟». سپس به قنبر فرمود: «برو پيش حسن و ببين نزد او طعامى هست كه مهمان ما را به كار آيد!».
قنبر، پيش حسن ٧ رفت و دو گرده نان و اندكى تريد براى او آورد. حسن ٧ فرمود: «نزد ما جز اين نمانده است». قنبر، آن را نزد كارگزار گذاشت و او از آن خورد.
ر. ك: ص ٣٠١ (غذاى على).
ج ٩ ص ٤٨٩ (زينت زهد) و ص ٥٢٩ (فروتنى با وجود بزرگى).
٣/٢-٥
غذاى على
٤٥١٠. امام على ٧: از دنياى شما به نمك و نان خويش، بسنده كردهام و با پرواى الهى، اميد رهايى دارم. على كجا و نعمتهاى ناپايدار و لذّتهايى كه از گناه توليد مىشوند، كجا؟
٤٥١١. تنبيه الخواطر: روايت شده كه وى (على ٧) به يكى از كارگزارانش نامهاى نوشت و در آن، چنين نگاشت: «پيشواى شما، على بن ابى طالب، از دنيايش به دو جامه كهنه بَسنده كرده است و شدّت گرسنگىاش را با دو گِرده نان از بين مىبرد و جز در مراسم قربانى، تكّه گوشت و جگر نمىخورَد. شما توانا بر اين [كار] نيستيد؛ ولى