دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠١ - ٤/ ٢ ١ بسته شدن درها بجز در خانه على
درهاى مسجد، بجز در [خانه] على ٧ داد.
عبّاس گفت: اى پيامبر خدا! به مقدارى كه من به تنهايى وارد و خارج شوم [اجازه بده]. پيامبر خدا فرمود: «به هيچ مقدار، فرمان داده نشدهام» و همه درها را، بجز درِ [خانه] على ٧، بست و چه بسا وى در حالى كه جُنُب بود، از آن عبور مىكرد.
٤٦٥٠. امام على ٧: پيامبر خدا دستم را گرفت و فرمود: «موسى ٧ از پروردگارش خواست كه مسجدش را براى هارون، روا سازد و من از پروردگارم خواستم كه مسجدم را براى تو و فرزندانت روا سازد».
آنگاه به ابو بكر پيغام فرستاد كه در [خانه] خود را [به مسجد] ببندد.
ابوبكر، استرجاع كرد (إنا للّه و إنّا إليه راجعون گفت) و گفت: شنيدم! و اطاعت كردم و آن در را بست.
آنگاه به عمر پيام فرستاد و سپس به عبّاس، همان پيام را فرستاد. سپس پيامبر خدا فرمود: «من درهاى شما را نبستم و درِ [خانه] على را باز نكردم؛ بلكه خداوند، درِ [خانه] على را باز كرد و در شماها را بست».
٤٦٥١. امام حسن ٧: پيامبر خدا، فرمان به بستن درهايى كه از مسجدش مىگذشت، بجز درِ [خانه] ما، داد. در اين باره، حرفها زدند. پيامبر خدا فرمود: «من از پيشِ خود، درهاى شما را نبستم و درِ [خانه] على را بازنگذاشتم؛ بلكه از آنچه به من وحى مىشود، پيروى مىكنم و خداوند، فرمان به بستن آنها و گشودن درِ [خانه] على داده است».
پس از آن، كسى جز پيامبر و پدرم، على، در مسجد جنب نمىشد؛ و فرزندان كسى جز پيامبر و پدرم، على، در مسجد به دنيا نمىآمد، و اين، كرامتى براى ما از سوى خداوند متعال بود و فضيلتى بود كه در ميان همه مردم، به ما اختصاص داشت.
٤٦٥٢. امام باقر ٧: در مدينه، غريبان نيازمندى كه اسلام مىآوردند، بسيار شدند و مسجد براى آنان، تنگ گشت. خداوند به پيامبرش وحى كرد: «مسجدت را پاك ساز و