دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٧ - ى در قنوت
ح- در سجده عزائم (سورههاى سجدهدار)
٤٤٣٣. كتاب من لايحضره الفقيه: روايت شده كه [على ٧] در سجده عزائم مىگفت: به حق، به حق، خدايى جز خداى يگانه نيست. از روى ايمان و تصديق، گواهى مىدهم خدايى جز خداى يگانه نيست. از روى بندگى و عبوديّت اقرار مىكنم، خدايى جز خداى يگانه نيست. بار خدايا! بندهوار و بردهوار، نه نپذيرنده و متكبّرانه، براى تو سجده مىكنم؛ بلكه من بندهاى خوار، بيمناك و پناهجويم». آنگاه سرش را بلند مىكرد و تكبير مىگفت.
ط- هنگام برخاستن در دو ركعت نخست
٤٤٣٤. امام صادق ٧: على ٧ هرگاه از دو ركعتِ نخست برمىخاست، مىگفت: «به توان تو و قدرت تو برمىخيزم و مىنشينم».
ى- در قنوت
٤٤٣٥. تاريخ دمشق به نقل از محمّد بن حنفيّه: امير مؤمنان، هرگاه از [حمد و سوره] نماز وَتر فارغ مىشد، دستش را به سوى آسمان بلند مىكرد و مىگفت: «بار خدايا! حاجت بزرگ من كه اگر آن را روا دارى، هر چيزى كه مرا از آن منع كنى، به من زيان نخواهد رساند، و اگر از آن مَنعم كنى، هر چيزى كه به من ببخشى براى من سودى نخواهد داشت. اى بسيار رها كننده! رهاييم از آتش دوزخ است.
پروردگارا! من كهام كه با غضبت بر امرى قصد مرا كنى؟ سوگند به عزّت تو كه نيكى من، ملك تو را نيكو نخواهد ساخت، و بدى من آن را زشت نخواهد گردانْد، و بىنيازى من، از گنجينه تو نخواهد كاست، و نيازمندى من، بدان نخواهد افزود. اى آن كه چنين هستى! دعاى مرا بشنو و نداى مرا پاسخ ده. از لغزشهايم درگذر و بر غربت، وحشت و تنهايىام درگور، رحم كن. آرى من چنين هستم، اى پروردگار!».
آنگاه به لبّيكگويى مىپرداخت و ركوع مىكرد.