دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٣ - ب راهنمايى به مصلحتها
بار خدايا! اگر در درخواستم درماندم و يا راه درخواست را ندانم، مرا به مصلحتهايم راهنمايى كن و دلم را به آنچه كه موجب رشد من است، متوجه نما كه در هدايتهاى تو، اين كار، ناشناخته نيست و در كارسازىهاى تو، كار تازهاى نيست.
بار خدايا! به بخششت مرا بگير و به عدالتت مگير.
٤٣٣٣. امام على ٧ در طلب خير: آنچه خدا خواست، واقع شد. بار خدايا! از تو طلب خير مىكنم، همچون طلب كسى كه كارش را به تو سپرده و خويش را به تو تسليم كرده و در كارش تسليم توست و تنها به تو رو نموده و در هر آنچه كه بر او فرود آيد، به تو توكّل كرده است.
بار خدايا! به سود من بگزين و به زيان من مگزين؛ براى من باش و نه به زيان من؛ به من يارى رسان و نه به زيان من؛ به من كمك كن و نه به زيان من؛ مرا توانا ساز و نه ناتوان؛ و مرا به سوى خوبى هدايت كن و گمراهم مساز؛ و به قضايت خشنودم كن و تقديرت را براى من مبارك ساز. تو آنچه بخواهى، مىكنى و آنچه بخواهى، حكم مىنمايى، و تو بر هر چيزى توانايى.
بار خدايا! اگر خيرِ دين و دنيايم و پايان كارم، در اين امر است، آن را بر من آسان ساز و اگر غير از اين است، آن را از من دورساز اى مهربانترينِ مهربانان كه تو بر هر چيزى توانايى. خداوند، ما را بس و او بهترين وكيل است.
٤٣٣٤. امام على ٧ در طلب خير از خدا، پس از آن كه دو ركعت نماز گزارد: بار خدايا! من به كارى كمر بستم كه تو مىدانى. اگر مىدانى كه در اين كار براى من در دين، دنيا و آخرتم خيرى هست، آن را بر من آسان كن و اگر مىدانى كه در اين كار براى من در دين، دنيا و آخرتم شرّى هست، آن را از من دور ساز، چه آن را ناخوش دارم و چه خوش بدارم؛ چون تو مىدانى و من نمىدانم، و تو به رازهاى نهانى دانايى.