دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٣ - ٣/ ٥ ٢ غذاى على
مرا با تلاش و پارسايى، يارى رسانيد».
٤٥١٢. امام على ٧ در نامهاش به عثمان بن حُنَيف نوشت: آگاه باشيد كه هر پيروى را پيشوايى است كه به وى اقتدا مىكند و از نور دانش او، روشنايى مىگيرد.
آگاه باشيد كه پيشواى شما، از دنياى خود، به دو جامه كهنه و از غذايش به دو گِرده نان، بسنده كرده است. ... اگر مىخواستم، راه به سوى عسلِ پالايش شده و مغز گندم و لباس ابريشمى را مىجستم؛ امّا هيهات كه هوايم بر من غلبه كند و گرسنگىام مرا به گزينش خوراكها رهنمون سازد، در حالى كه شايد در حجاز و يا يمامه كسى باشد كه اميد گِرده نانى نداشته باشد و سيرى را نچشد، و يا آن كه سير بخوابم و در اطرافم شكمهاى گرسنه و جگرهاى سوخته باشد، و يا چنان باشم كه شاعر گفته است:
اين دردْ تو را بس كه سير بخوابى
و در اطراف تو شكمها در آرزوى قطعه پوستِ بزغالهاى [براى خوردن] باشند!
آيا دل خويش را به اين خوش كنم كه به من «امير مؤمنان» گفته مىشود، و در ناگوارىهاى روزگار، با آنان شريك نباشم و يا اين كه در سختىهاى زندگى، نمونهاى برايشان نباشم؟ ... و به خدا سوگند سوگندى كه در آن، [فقط] خواست خدا را استثنا مىكنم، كه نفس خويشتن را چنان رياضت دهم كه اگر بر گِرده نانى دست يابد، شادمان شود و به نمك، به عنوان خورشت، بَسنده كند، و ديدهام را چنان وا مىگذارم كه چون چشمه خشكيده، بىآب گردد و اشكش را بريزد.
آيا چرنده، از چرايش شكمْ سير كند و بخفتد، گوسفند پروارى، از علوفهاش سير بخورد و بيفتد و على هم از توشهاش بخورد و بخوابد؟! چشمش روشن باد كه پس از ساليان دراز، به گوسفند پروارى و يا چرنده رها در چرا اقتدا كند![١]
[١] نيز، ر. ك: ج ٩ ص ٤٨٩( زينت زهد).