دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٥ - ٥/ ٧ جنگجوى بىبديل
٤٧٣٣. نثر الدّر به نقل از محمّد بن حنفيّه، در وصف امام على ٧: هرگاه سخن مىگفت، بر حريفانْ غالب مىشد، و هرگاه ضربه مىزد، كار را تمام مىكرد.
٥/ ٧
جنگجوى بىبديل
٤٧٣٤. النهاية به نقل از ابن عبّاس، در توصيف على ٧: هيچ جنگجويى را مانند او نديدم كه به جنگاورى معروف و به فنون جنگ آشنا باشد.
٤٧٣٥. وقعة صِفّين به نقل از معاويه: به خدا سوگند، پسر ابو طالب، به جنگ هيچ كس نرفت، مگر آن كه زمين را از خونش سيراب ساخت.
٤٧٣٦. المناقب، خوارزمى: گروهى از سران بنى اميّه پيش معاويه گِرد آمده بودند و از دليرى على ٧ و دليرى مالك اشتر، حرف مىزدند. عُتْبة بن ابى سفيان گفت: اشتر، شجاع است؛ امّا على در شجاعت، هيبت و قدرت، بىنظير است.
٤٧٣٧. شرح نهج البلاغة: روزى معاويه چشم گشود و ديد كه عبد اللّه بن زبير، پايين پايش بر روى تختْ نشسته است. معاويه نشست.
عبد اللّه، شوخىكنان گفت: اى اميرمؤمنان! اگر مىخواستم تو را بكُشم، مىكشتم.
معاويه گفت: اى ابو بكر! براى ما شجاع شدهاى؟!
گفت: چهطور شجاعت مرا انكار مىكنى، در حالى كه در جنگ، برابر على بن ابى طالب ايستادم.
معاويه گفت: اگر چنين بود، او حتما تو را و پدرت را با دست چپ مىكشت،