دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٧ - ٤/ ٣ ١ پيمانشكنى امت با او
٤٦٧٢. المعجم الكبير به نقل از ابن عبّاس: من همراه پيامبر ٦ و على ٧ به سوى باغهاى مدينه خارج شدم. به باغى رسيديم.
على ٧ گفت: اى پيامبر خدا! اين باغ، چهقدر زيباست!
پيامبر فرمود: «باغ تو در بهشت، زيباتر از اين است».
آنگاه به سر و مَحاسن على ٧ اشاره كرد و گريست، به گونهاى كه صدايش به گريه بلند شد.
پرسيده شد: چه چيز، موجب گريه تو شد؟
فرمود: «كينههايى در دل گروهى است كه آنها را براى تو آشكار نمىكنند تا آن كه مرا از دست بدهند».
٤٦٧٣. امام على ٧: پيامبر خدا، دست مرا گرفته بود و در برخى از كوچههاى مدينه قدم مىزديم تا آن كه به باغى رسيديم. گفتم: اى پيامبر خدا! چهقدر اين باغ زيباست.
فرمود: «در بهشت، بهتر از اين، از آنِ توست».
آنگاه به باغ ديگرى رسيديم.
گفتم: اى پيامبر خدا! چهقدر اين باغ زيباست!
فرمود: «در بهشت، زيباتر از اين، از آنِ توست».
از هفت باغ گذشتيم كه در برابر هر كدام گفتم: چهقدر زيباست! و او فرمود: «در بهشت، زيباتر از اين، از آنِ توست».
وقتى كه راهْ خلوت شد، دست به گردن من افكند و ناگهان، شروع به گريه كرد. گفتم: اى پيامبر خدا! چه چيزى تو را به گريه انداخت؟
فرمود: «كينههايى در سينه برخى مردم، كه براى تو آشكار نمىكنند، مگر پس از من».
گفتم: اى پيامبر خدا! آيا من بر سلامت دينم خواهم بود؟
فرمود: «بر سلامت دينت [خواهى بود]».
٤٦٧٤. تاريخ دمشق به نقل از انس بن مالك: همراه پيامبر خدا بيرون رفتيم تا به باغى رسيديم. على ٧ گفت: اين باغ، چهقدر زيباست!
پيامبر ٦ فرمود: «باغ تو در بهشت، زيباتر از اين است».