دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٥ - ٥/ ٣ يورشگر بىگريز
٥/ ٣
يورشگر بىگريز
٤٧١٤. پيامبر خدا ٦ در روز فتح خيبر: «بهطور حتم، مردى را گسيل خواهم داشت كه خدا و پيامبرش را دوستدارد و خدا و پيامبرشاو را دوست مىدارند؛ مردى كه فرار نمىكند».
مردم به طمع اين شرافت افتادند؛ امّا او به دنبال على ٧ فرستاد و پرچم را به او سپرد.
٤٧١٥. امام على ٧: من هرگز از ميدان، فرار نكردهام و هيچ كس به ميدان من نيامده، مگر آن كه زمين را از خونش سيراب ساختهام.
٤٧١٦. امام صادق ٧: به اميرمؤمنان گفته شد: چرا اسبى ارزشمند و چابك نمىخرى؟
فرمود: «نيازى به آن ندارم. من از [برابر] كسى كه بر من يورش آورده، فرار نمىكنم و كسى را كه از مقابل من فرار مىكند، دنبال نمىكنم».
٤٧١٧. المناقب، ابن شهر آشوب درباره امام على ٧: به وى گفته شد: چرا سوار اسب نمىشوى، در حالى كه افرادى كه پِيجوى تواند، بسيارند؟
فرمود: «اسب، براى يورش و فرار است و من، آن را كه به من پشت كرده، پى نمىگيرم و از كسى كه به من روى آورده، فرار نمىكنم».
و در روايت ديگرى آمده است [كه فرمود]: «بر آن كه فرار مىكند، يورش نمىبرم و از [برابر] آن كه حمله مىكند، فرار نمىكنم».
٤٧١٨. نثر الدّر درباره امام على ٧: به وى گفته شد: تو جنگجويى و در پىات مىگردند. اى كاش، اسب اصيل بر مىگزيدى؟