دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٥ - ٤/ ١ ٣ روايات پيمان برادرى پيامبر با وصى
٤٦٢٧. فضائل الصحابة، ابن حنبل به نقل از عمر بن عبد اللّه، از پدرش، از جدّش: پيامبر ٦ بين مردم، پيمان برادرى برقرار ساخت و على ٧ را رها كرد تا آن كه آخرين فردِ باقىمانده شد و هيچ كس را برادر او نساخت.
گفت: اى پيامبر خدا! بين مردم، پيمان برادرى بستى و مرا رها كردى؟
فرمود: «چرا فكر مىكنى تو را رها كردهام؟ تو را براى خودم گذاشتم. تو برادر منى و من برادر تو ام. هر كس تو را ياد كرد، بگو:" من بنده خدا و برادر پيامبر اويم" و پس از اين، جز دروغگو مدّعىِ آن نخواهد بود».
٤٦٢٨. فضائل الصحابة، ابن حنبل به نقل از زيد بن ابى اوفى: در مسجد پيامبر خدا خدمت او رسيدم. از داستان برادرى بين ياران ياد كرد كه على ٧ خطاب به پيامبر ٦ گفته بود: وقتى ديدم با يارانت چنان رفتار كردى و با من، چنان نكردى، جانم به لب رسيد و پشتم شكست. اگر اين كار بر پايه خشم بر من است، تو راست حقّ عتاب يا كرامت!
پيامبر خدا فرمود: «سوگند به آن كه مرا به حق برانگيخت، [پيمانِ] تو را جز به خاطر خودم به تأخير نينداختم. تو نسبت به من، چون هارون نسبت به موسى ٧ هستى، جز آن كه پس از من، پيامبرى نيست. و تو برادر و وارث منى».
[على ٧] گفت: از تو چه چيزى به ارث مىبرم، اى پيامبر خدا؟
فرمود: «آنچه را كه پيامبران پيش از من به ارث گذاشتند».
پرسيد: پيامبران پيش از تو چه به ارث گذاشتند؟
فرمود: «كتاب خدا و سنّت پيامبرشان، و تو در قصرى در بهشت با فاطمه دخترم با من هستيد و تو برادر و رفيق منى».
آنگاه، پيامبر خدا، اين آيه را خواند كه: « «برادرانه، بر تختهايى روبهروى