دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٧ - ز نفرين بر ناكثين، قاسطين و مارقين
گفتند: پس چرا ما را از دشنام دادن به آنان، منع مىكنى؟
فرمود: «طعن كردن و دشنام دادن را بر شما نمىپسندم كه دشنام دهيد بيزارى بجوييد؛ ولى اگر كارهاى بد آنان را بيان كنيد و بگوييد كه از جمله روشهاى آنان، چنين و چنين است و از جمله كارهايشان چنين و چنين است، در سخن، درستتر خواهد بود و در معذور بودن، بليغتر خواهد بود، و اگر به جاى لعن فرستادن بر آنان و بيزارى جُستن از آنان بگوييد:" بار خدايا! خون ما و آنان را حفظ كن، و بين ما و آنان را آشتى ده، و آنان را از گمراهىشان هدايت كن تا آن كس كه حق را نمىشناسد، آن را باز شناسد، و آن كس كه به گمراهى و تجاوزْ لب مىگشايد، از آن باز ايستد"، براى من دوستداشتنىتر و براى شما بهتر خواهد بود».
گفتند: اى اميرمؤمنان! پندت را مىپذيريم و با ادب تو، خود را مؤدّب مىكنيم.
و نفرين آن حضرت بر آنان كه از جهاد، باز مىايستادند
٤٤٦٤. امام على ٧: بار خدايا! هر بندهاى از بندگانت كه سخن ما را شنيد سخنى كه از روى عدالت است، نه از روى ستم، و باعث اصلاح دين و دنيا مىشود و موجب تباهى نمىگردد و پس از شنيدن، از پذيرش آن، سر باز زد و از يارىات دست كشيد و در گراميداشت دينت سستى به خرج داد، بر ضدّ او تو را، اى بزرگترين گواهان، گواه مىگيريم، و بر ضدّ او همه آنچه را كه در زمينت و آسمانهايت ساكن كردهاى، گواه مىگيريم، و سپس تو بىنياز كننده ما از يارى او هستى و او را در برابر گناهش كيفر مىدهى.
ز نفرين بر ناكثين، قاسطين و مارقين
٤٤٦٥. امام على ٧ على ٧ در جنگ جمل، دستش را به آسمانْ بلند كرد و گفت: «بار خدايا! طلحة بن عبيد اللّه، از سر طاعت به من دست بيعت داد و آنگاه، آن را شكست. بار خدايا! بر او شتاب كن و مهلتش مده.