دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٥ - د شب جمعه
واى به حال بندهاى كه اقوامش نمىتوانند نجاتش دهند و قبيلهاش نمىتوانند به او سودى برسانند و اگر اجازه بانگزدن به او داده شود، همه به حالش دل مىسوزانند! ... آه از آتشى كه دل و جگر را كباب مىكند! آه از آتشى كه پوست سر و اندام را مىكَند! آه از طغيان زبانههاى آتش!
ر. ك: ص ٣١ (داستانهايى از عبادتش).
د- شب جمعه
٤٤١١. الإقبال: از جمله دعاها در اين شب، دعايى است كه به سند خود، از جدّم ابو جعفر طوسى روايت كردهام كه گفت: روايت شده كُميل بن زياد نَخَعى، امير مؤمنان را در نيمه شعبان، در حال سجده ديد كه اين دعا را مىخواند.
در روايت ديگرى اين عبارت را ديدم كه كُميل بن زياد گفت: با مولاى خود، امير مؤمنان، به همراه گروهى از يارانش در مسجد بصره نشسته بوديم كه يكى از آنان، از معناى سخن خداوند عز و جل پرسيد كه: «در آن [شب] هر [گونه] كارى [به نحوى] استوار، فيصله مىيابد».
[على ٧] فرمود: «مقصود، نيمه شعبان است. سوگند به آن كه جان على به دست اوست، هيچ بندهاى نيست، مگر آن كه هر آنچه خوبى و بدى تا آخر سال بر وى مىگذرد، در نيمه شعبان بر او تقسيم مىگردد، و هيچ بندهاى اين شب را زنده نمىدارد و دعاى خضر ٧ را نمىخواند، مگر آن كه پاسخ گفته مىشود».
هنگامى كه از مسجد رفت، شبْ هنگام، درِ خانهاش را زدم.
فرمود: «چه كار دارى كميل؟».
گفتم: دعاى خضر را مىخواهم.