دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩ - الف تسبيحها
نمىرود. منزّه است آن كه دورانش از بين نمىرود. منزّه است آن كه جز او خدايى نيست».
٤٢٧٠. امام على ٧: منزّهى تو كه همه جا را پُر كردهاى و با همه چيزْ فرق دارى، و تو همانى كه هيچ چيز تو را گم نمىكند و تو هر آنچه را بخواهى، انجام مىدهى.
٤٢٧١. امام على ٧: منزّه است آن كه خِرَدها را از توصيف آفريدههايى كه او در پيش ديدهها متجلّى ساخته، به حيرت انداخته است، از اين رو، آنها را محدود و ساخته شده و تركيب يافته و رنگآميزى شده، دريافته است و زبانها را از وصف وى، عاجز گردانيده و نمىتوانند اوصاف او را شرح كنند. منزّه است خدايى كه پاهاى موران خُرد و پشههاى ريز و آفرينش جانداران بزرگتر از آنها را چون فيلان و ماهيان استوارى بخشيد، و [نيز] برخود بايسته ساخت كه هيچ پيكرى كه وى جان در آن دميده، نجنبد، جز آن كه مرگ را وعده گاه و نيستى را پايان كارش قرار داده است.
٤٢٧٢. امام على ٧: پاكا! چهقدر شأن تو بزرگ است! پاكا! چه بزرگ است آنچه از خلقت تو مىبينم؛ و چه خُرد است هر حادثه بزرگى در كنار قدرت تو؛ و چه با عظمت است آنچه از ملكوت تو مىبينم؛ و چه ناچيز است در برابر آنچه از سلطنت تو بر ما نهان است؛ و چه فراگير است نعمتِ تو در اين جهان؛ و چه اندك است در كنار نعمتهاى آن جهان ... به آفرينندگى و معبودى ستودنىترى بهخاطر نيكْ آزمايى بندگانت.
٤٢٧٣. امام على ٧ درباره زمين: منزّه است آن كه زمين را پس از تموّج آبهاى آن، ساكن كرد و پس از رطوبت كرانههايش، آن را خشك نمود و آن را براى بندگانش مكان آرامش قرار داد و براى زندگىْ آن را گستراند، بر روى درياى ژرفِ آرامى كه حركت