دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٩ - ٤/ ٣ ٤ ستمديدگى به شمار سنگها و كركها
قبض روح كرد، همواره مظلوم بودهام».
٤/٤-٣
ستمديدگى به شمار سنگها و كُركها
٤٦٩٣. امام على ٧: به شمارِ سنگها و كلوخها، ستم ديدهام.
٤٦٩٤. شرح نهج البلاغة به نقل از مُسَيَّب بن نجْبه: به هنگامى كه على ٧ سخنرانى مىكرد، اعرابىاى فرياد كشيد: واى، ستم [ديدهام]! على ٧ او را به نزديك خواند. وقتى نزدش رفت، به وى فرمود: «تو يك ستم ديدهاى و من، به شمارِ سنگها و كُركها [ى چارپايانْ] ستم ديدهام».
و در روايت عَبّاد بن يعقوب آمده است كه: وى را فراخواند و فرمود: «واى بر تو! به خدا سوگند، من هم مظلوم هستم. بيا تا با هم بر آن كه بر ما ستم كرده، نفرين فرستيم».
٤٦٩٥. الخرائج والجرائح: اعرابىاى در مسجد، نزد امير مؤمنان آمد و گفت: مظلومم.
على ٧ فرمود: «نزديك من بيا!».
وى نزديك آمد و گفت: اى اميرمؤمنان! ستم ديدهام.
فرمود: «نزديكتر بيا».
وى نزديكتر آمد، تا آن كه على ٧ دستهايش را روى زانوى وى گذاشت و فرمود: «مظلوميتت چيست؟».
او مظلوميّت خود را بيان كرد.
على ٧ فرمود: «اى اعرابى! من از تو ستمديدهترم. اهل شهر و بيابان، بر من ستم كردهاند و خانهاى در ميان عربها نمانده است، جز آن كه [خبر] ستمديدگى من بِدان راه يافته است و همچنان تا اين زمان كه اينجا نشستهام، مظلوم بودهام».