دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٨ - ٣/ ٣ ١٥ گوناگون
خداى من! با حسرت به درگاهت آمدم؛ در حالى كه جامه نيستى و نياز بر من پوشاندهاند و شدّت نيازم مرا در پيشگاهت در بين خواران نشانده است.
خداى من! بزرگوارى. پس مرا گرامى بدار كه من از درخواست كنندگان تو هستم. احسان كردى. پس به جمع برخورداران از احسانت، ملحقم كن.
خداى من! بر آستانِ درى از درهاى بخشش تو به درخواست ايستادهام و از اين كه از غير تو درخواست كنم، روگردانم و كارِ تو نيست كه درخواستكننده حسرت زده و آشناى بيچارهاى كه خير تو را چشم مىبرد، برگردانى.
خداى من! بر پل خطرها، آزمايش شده به اعمال و آزمودن، ايستادهام. با سبُكسازى بارها و سختىها يارىام كن.
خداى من! آيا مرا از جمله شقاوتمندان آفريدى كه گريهام را طولانى كنم، يا در جمع اهل سعادت آفريدى تا به اميد خود، خويشتن را بشارت دهم؟
خداى من! اگر از ديدن محمّد ٦ محرومم سازى و در اين باره، اميدم را نا اميد گردانى، دلم چيز ديگرى خواهد خواست، اى صاحب جلال و كرم و لطف و بخشش!
خداى من! اگر مرا به اسلامْ هدايت نمىكردى، هدايت نمىشدم، و اگر ايمان آوردن به خود را روزىام نمىساختى، ايمان نمىآوردم، و اگر زبانم را به دعايت نمىگشودى، دعا نمىكردم، و اگر شيرينى معرفتت را به من نمىچشاندى، تو را نمىشناختم.
خداى من! اگر جا ماندن از مسابقه با خوبان، مرا زمينگير كرده، اعتماد به تو براى پيمودن درجات خوبان، مرا سر پا نگه داشته است.
خداى من! دلى را كه در دنيا از محبّت خود انباشتهاى، چگونه آتشى را بر آن مسلّط مىكنى كه زبانه مىكشد و او را مىسوزاند؟
خداى من! هر غمزدهاى به تو پناه مىجويد و هر محرومى به تو اميد دارد.
خداى من! عبادتكنندگان، فراوانىِ پاداش تو را شنيدند و خاشع شدند؛ لغزشگرانِ از جاده اعتدال، بخشش تو را شنيدند و برگشتند؛ گناهكاران، گستردگى رحمت تو را