دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٧ - ٣/ ٦ ٢ صدقههاى على
مىداد و چيزى از دستاوردش را، كم و يا زياد، براى خودش و يا بازماندگانش نگذاشت؛ بلكه همه آنها وقف شد.
٤٦٠٣. امام صادق ٧: امير مؤمنان، خانهاى را كه در محلّه بنى زُرَيق مدينه داشت، وقف كرد و در وقفنامه چنين نوشت: «به نام خداوند بخشنده مهربان. اين، چيزى است كه على بن ابى طالب، در حيات و سلامتش وقف مىكند. خانهاش را كه در محلّه بنى زُرَيق است، وقف مىكند؛ وقفى كه نه فروخته مىشود و نه بخشيده مىگردد تا آن كه خداوندى كه آسمانها و زمين را به ارث مىبَرَد، آن را به ارث بَرَد، و در اين خانه، خالههاى خود را تا زمانى كه زندهاند و كسى از نسل آنان زنده است، ساكن مىكند و هرگاه آنان منقرض شدند، نيازمندان مسلمان در آن ساكن مىشوند».
٤٦٠٤. امام صادق ٧: پيامبر خدا، «فَىْء» را تقسيم كرد و به على ٧ زمينى رسيد. در آن، چشمهاى كَند كه مانند جوشش خون از گردن شتر نحر شده، آب از آن مىجوشيد. آن را «يَنبُع» نام نهاد.
بشارتگرى براى بشارتدهى آمد. فرمود: «وارثان را بشارت ده. اين وقف، قطعى و غير قابل بازگشت، براى زائران خانه خدا و رهروان در راه خداست. نه فروخته مىشود، نه بخشيده مىشود و نه به ارث بُرده مىشود. هر كس آن را بفروشد و يا ببخشد، نفرين خدا، فرشتگان و همه مردم بر او باد و خداوند، هيچگاه از او عذر و يا تاوانى را نخواهد پذيرفت».
٤٦٠٥. امام باقر ٧: عمر، ناحيه يَنبُع را به اقطاع (تيول) على ٧ در آورد و على ٧ در كنار اقطاع عمر، زمينهاى ديگرى خريد و در ميان آنها چشمهاى كَند. كارگران در آن مشغول كار بودند كه ناگاه، چون جوشش خون از گردن شتر نحر شده، آب از آن چشمه مىجوشيد.
نزد على ٧ آمدند و بشارت دادند. فرمود: «خوشا به حال وارث! آن گاه، چشمه را براى مستمندان و بينوايان، و در راه خدا، براى در راه ماندگان، از خويشاوندان و