جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٢
به خدا سوگند! صبح كردم در حالى كه گفتار شما را باور ندارم، و به يارى شما اميدوار نيستم، و دشمنان را به وسيله شما تهديد نمىكنم.
راستى شما را چه مىشود؟ دارويتان چيست؟ و روش درمان شما كدام است؟ مردم شام نيز همانند شمايند.
آيا سزاوار است شعار دهيد و عمل نكنيد؟ و فراموش كارى بدون پرهيزكارى داشته، به غير خدا اميدوار باشيد؟.
پس از قضيه حكميت در جنگ صفين، معاويه شهرهاى عراق را مورد تاخت و تاز قرار داد.
ضحاك بن قيس ظهرى را به فرماندهى چهار هزار سرباز به سمت كوفه اعزام كرد.
او در مسير راه، شيعيان امير مؤمنان (ع) را كشت و اموال آنان را به غارت برد.
همچنين به كاروان زائران خانه خدا حمله كرد. عَمرو بن عُبَيس بن مسعود برادر زاده عبدالله مسعود (صحابى رسول خدا (ص)) را كشت و اموال حاجيان را به غارت برد.
امير مؤمنان (ع) چون از اين قضيه خبر يافت كوفيان را مورد خطاب قرار داد و آنان را سخت سرزنش كرد. ١ ١. شرح نهجالبلاغه، جعفرى، ٦/ ١٨٧- ١٨٩.
١. عمل، مقدمه پيروزى و مقدم بر شعار: اختلاف و دوگانگىِ دل و زبان، به ظاهر كنارِ هم بودن ولى در واقع به هم بدبين بودن، شعار مدارى و نه عمل گرايى و بى تفاوت از كنارِ قضايا گذشتن موجب ضعف و سُستى و كاهش توان رزمى مىگردد.
و از ديگر سو دشمن را تطميع و روحيهاش را بالا مىبرد. امير مؤمنان (ع) دليل جسارتنيروهاى معاويهرا در دست اندازى بهسرزمينهاى تحت قلمرو حكومت اسلامى، دلهاىِ پراكنده و خمودىِ كوفيان مىبيند.
مىفرمايد: شما مردمى هستيد كه به ظاهر در كنار هم هستيد اما افكار و گرايشهايتان ناهمگون است، سخنتان سنگِ سخت را نرم مىكند؛ به گونهاى عمل مىكنيد كه دشمن به طمع مىافتد تا بر جمع پريشان شما حمله كند. در نشستهاتان تندترين شعارها را (در مورد جهاد) مىدهيد، و در هنگامه نبرد جز «فرار، فرار»، شعارى نداريد أَيُّهَا النَّاسُ الُمجْتَمِعَةُ أَبْدَانُهُمْ الُمخْتَلِفَةُ أَهْوَاؤُهُمْ