جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧
پيامبر (ص) از گمراهى نجات يافتهبهاستقلال و عزت و شرافت رسيدند. بنابراين بايد از آنان پيروى كنند و آنان را فرمانده خود قرار دهند. ١ بِنَا اهْتَدَيْتُمْ فِي الظَّلْمَاءِ وَ تَسَنَّمْتُمْ ذُرْوَةَ الْعَلْيَاءِ وَ بِنَا أَفْجَرْتُمْ عَنِ السِّرَارِ ١. شرح خويى ٣/ ٢٩٣ ٢. توبيخ نيروهاى نافرمان: سركشى نيروها از فرمانِ فرمانده خود، تضعيف فرماندهى را بهدنبال دارد و زمينه ساز تحرّك و فعاليت دشمن مىگردد. امام على (ع) از نافرمانى مردم بصره و اين كه آنان سخن حق را نشنيدند شكوه مىكند و خطاب به ايشان مىفرمايد: كر باد گوشى كه شنواى بانگ بلند پندها نيست! چگونه گوشى كه بانگ بلند آن را كر كرده، آواى نرم و مترنّم حق را مىشنود و در او تأثير مىگذارد؟! ١ وُقِرَ سَمْعٌ لَمْ يَفْقَهِ الْوَاعِيَةَ وَ كَيْفَ يُرَاعِي النَّبْأَةَ مَنْ أَصَمَّتْهُ الصَّيْحَةُ ١. شرح خويى ٣/ ١٢٤ ٣. فرماندهى و تيزبينى: فرمانده تيزبين اسلام، خيانت پيمانشكنان را پيشبينى كرده بود. امير مؤمنان (ع) خطاب به اصحاب جمل مىفرمايد: من همواره منتظر حيلهگرى و فريب شما بودم. ١ مَا زِلْتُ أَنْتَظِرُ بِكُمْ عَوَاقِبَ الْغَدْرِ ١. شرح خويى ٣/ ١٢٦؛ شرح جعفرى ٣/ ٢٩ ٤. لزوم فرمانبرى از فرماندهى كل قوا: نيروهاى نظامى و مردم بايد از فرمانده كل قوا اطاعت كنند تا هم به دنياى آنها ضررى نرسد و هم دين و آخرتشان حفظ گردد. چون هدايت و نشان دادن راههاى حق در دست اوست.
أَقَمْتُ لَكُمْ عَلَى سَنَنِ الْحَقِّ فِي جَوَادِّ الْمَضَلَّةِ ...
عَزَبَ رَأْيُ امْرِئٍ تَخَلَّفَ عَنِّي ٥. لزوم رهبرى و فرماندهى كلّ قوا: تلاشِ نيروهاى بدون فرمانده به ثمر نمىنشيند؛ آنان همانند گروهى خواهند بود كه چاهى حفر مىكنند اما به آب نمىرسند.
فرماندهى از برآيند نيروها به نفع اسلام استفاده مىكند و در مواقع بحرانى، با تصميمگيرىهاى بجا و قاطع، راه مىگشايد.
حَيْثُ تَلْتَقُونَ وَ لَا دَلِيلَ وَ تَحْتَفِرُونَ وَ لَا تُمِيهُونَ