جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٨
بارى اگر تو، به تن خويش، به سوى دشمن روان شوى و در رويارويى با آنان در هم بشكنى، مسلمانان را در دورترين نقاط مرزى حمايت گر نباشى، و پس از خود آنان را بىمرجع واگذارى.
پس بايد مردى رزمآور برانگيزى، و خير انديشان سرد و گرم چشيدهاى همراهش سازى و به سوى آنان گسيل دارى، كه اگر خداوند پيروزشان كرد، همان پيش آمده است كه دوست مىدارى، و اگر به گونهاى ديگر، تو پناه و تكيه گاه مسلمانان باشى.
عمر بن خطاب در سال ١٥ هجرى، درباره جنگ با روميان، با حضرت على (ع) مشورت كرد. امام (ع) به او فرمود: خداوند به پيروان اين دين وعده داده كه اسلام را سربلند و نقاط ضعف مسلمينرا جبران كند.
١. عنايت الهى، عامل پيروزى: حضرت على (ع) از امدادغيبى خداوند براى مسلمانان، آن هنگام كه اندك بودند و نمىتوانستند از خود دفاع كنند، سخن مىگويد. حضرت مىفرمايد: همان خداوند، اكنون نيز رزمندگان را كمك خواهد كرد.
وَالَّذِي نَصَرَهُمْ وَ هُمْ قَلِيلٌ لَا يَنْتَصِرُونَ ...
حَيٌّ لَا يَمُوتُ ٢. عدم حضور فرماندهى كل در جبهه: امام (ع) به عمر- كه در آن زمان فرمانده كل سپاه اسلام بود- مىفرمايد:
هرگاه خود به جنگ دشمن روى و با آنها مواجه شوى و آسيبى ببينى، مسلمانان تا دورترين شهرهاى خود ديگر پناهى ندارند و پس از تو كسى نيست تا بدو روى آورند.
إِنَّكَ مَتَى تَسِرْ إِلَى هَذَا الْعَدُوِّ بِنَفْسِكَ ... لَيْسَ بَعْدَكَ مَرْجِعٌ يَرْجِعُونَ إِلَيْهِ ٣. منصوب كردن فرماندهى دلير: امام (ع) سفارش مىكند كه به هنگام اعزام نيرو، دليرى را همراه آنان- به عنوان فرمانده و جانشين خود- بفرست؛ چرا كه اگر خداوند پيروزى را عنايت كرد، چنان است كه تو مىخواهى، و اگر چنين نشد، تو تكيهگاه مسلمانان باقى خواهى ماند. (ابن ابىالحديد در پاسخ بهاين پرسش كه چرا پيامبر اكرم (ص) شخصاً در جنگها شركت مىكرد و فردى